|
زماني كه ديويد يتس براي كارگرداني قسمت پنجم مجموعه فيلم هري پاتر انتخاب شد، خيليها از اين اقدام كمپاني برادران وارنر (تهيهكننده فيلم) شگفتزده شدند حتي خيلي از دوستداران اين مجموعه فيلم از اين انتخاب اظهار تاسف كردند، اما واقعيت اين است كه وي نهتنها ششمين قسمت را كارگرداني كرده، بلكه در تدارك كارگرداني قسمت هفتم آن نيز هست.هفتمين قسمت فيلم به دليل طولاني بودن قصه كتاب جي.كي. رولينگ، در 2 قسمت توليد ميشود و در سال هاي 2010 و 2011 به نمايش عمومي درميآيد. قسمت جديد فيلم «هري پاتر و شاهزاده نيمهاصيل» در بين مجموعه فيلمهاي هري پاتري، بهترين نقدها را از سوي منتقدان سينمايي دريافت كرده است. فيلم همچنين ميرود تا بالاترين فروش را در بين 6 قسمت اين مجموعه كسب كند.
وقتي به شما پيشنهاد كارگرداني قسمت تازهاي از مجموعه فيلم «هري پاتر» شد، چقدر شگفتزده شديد؟
خيلي شگفتزده شدم. دليلش هم اين است آخرين فيلمي كه تا آن زمان كارگرداني كرده بودم، «قاچاق آدم» بود كه فيلمي تند، پراحساس اما حساسيتبرانگيز درباره يك موضوع تلخ اجتماعي بود. به همين دليل پيشنهاد كارگرداني يك فيلم هري پاتري با آن حال و هواي فانتزي و ماجراجويانهاي كه دارد براي خودم هم كمي عجيب بود. به نظرم اين يك جور پيشنهاد خاص به نظر ميآمد كه كنجكاوي خودم را نيز برانگيخت و به شكلي مرا هم بر سر شوق آورد. در عين حال اين از آن دسته پيشنهاداتي بود كه رد كردن آن خيلي سخت و دشوار بود. در حقيقت خودم هم به اندازه بقيه تعجب كرده بودم. اين را صريح و صادقانه ميگويم.
به عنوان فيلمسازي كه اعتقاد داريد اساس درام، شخصيتپردازي است فكر ميكرديد بتوانيد آن چيزهايي را كه فيلمسازان قبلي نتوانسته بودند به اين مجموعه فيلم اضافه كنند، اضافه كنيد؟
احساسم اين است كه آيا قبليها ميخواستند كاري كنند كه اين مجموعه فيلم پا بگيرد و رشد كند. يك دليل مهم هم اين است كه بسياري از مردم هري پاترها را به عنوان فيلمهايي كودكانه ارزيابي ميكنند. پس از توليد چند قسمت اول فيلم، تهيهكنندگانش در جستجوي كسي بودند كه نگاه تاريكتري به قصه و ماجراهاي آن داشته باشد. به خود كتابها هم كه نگاه كنيد، ميبينيد كه ماجراهاي آنها تاريكتر و با گذشت زمان، قصه و فيلمها پيچيدهتر و پرتنشتر ميشود، بنابراين تهيهكنندگان كسي را ميخواستند كه بتواند اين موارد را به شكلي طبيعي در نسخه سينمايي كار حفظ كند.
نكته ديگر كه در اين رابطه كمي عجيب به نظر ميرسد، اين است كه تهيهكنندگان فيلم شما را براي كارگرداني قسمتهاي بعدي كتاب هم نگه داشتند. اين در حالي است كه قرار بود قسمتهاي مختلف فيلم توسط فيلمسازان متفاوتي كارگرداني شود. آيا تهيهكنندگان هري پاتر به دليل نوع كار شما در قسمت پنجم اين تصميم را گرفتند؟
بله خيلي عجيب بود، اما دليلش موفقيت مالي و انتقادي «هري پاتر و فرقه ققنوس» نبود. ما هنوز در حال فيلمبرداري اين فيلم بوديم كه كمپاني برادران وارنر پيشنهاد كارگرداني هري پاتر و شاهزاده نيمهاصيل را مطرح كرد. آنها بشدت مجذوب قصه كتاب بودند و ميخواستند كارگرداني آن را به كسي بدهند كه احساس ميكردند خيلي به دنبال ماجراجويي و اكشن نيست. قبل از اكران عمومي قسمت پنجم، ما صحبتهاي اصلي را كرده بوديم. وقتي فيلم به نمايش عمومي درآمد آنها گفتند انتخاب درستي كردهاند. فيلم هم موفقيت خوبي در جدول گيشه روبهرو شد. زمان توليد قسمت ششم هم همه چيز بخوبي و خوشي گذشت. اواسط فيلمبرداري اين فيلم بوديم كه آنها آمدند و گفتند: «دوست داري خودت اين مجموعه فيلم را تمام كني؟» و من پاسخ دادم: «بله، خيلي دوست دارم اين كار را انجام دهم.» چه كسي دوست ندارد چنين كاري را انجام دهد؟! در حقيقت، كارگرداني چند قسمت از اين مجموعه فيلم پربيننده، برايم حكم يك فرصت و شانس بزرگ را داشت.
جلوههاي ويژه شاهزاده نيمهاصيل عميقتر از فرقه ققنوس است. براي خلق آنها با چالش ويژهاي روبهرو بوديد؟
در اين مجموعه فيلم و همچنين خيلي فيلمهاي ديگر، ما انواع و اقسام جلوههاي ويژه را داريم و به همين دليل ميخواستيم جلوههاي ويژه فيلم ما متفاوت از فيلمهاي ديگر به نظر برسد و فاصلهاش را از آنها حفظ كند. در عين حال ما در قسمت ششم با قصهاي رمانتيك هم سر و كار داريم، يعني چيزي كه در 5 قسمت قبلي وجود نداشت. براي همين كار ما هم ويژه و هم لذتبخش بود و با خيلي چيزها بايد بازي ميكرديم. در همين حال قصه اين بار پرتنشتر و تاريكتر ميشد. نكته كليدي براي من اين بود كه مطمئن شوم همه اينها در كنار هم به شكل درستي قرار ميگيرند و ميتوان تركيب زنده و جانداري از آنها ارائه كرد.
پيش از اكران عمومي فيلم اين شايعه در سطح وسيعي پخش شد كه پايان فيلم متفاوت از پايان كتاب است. فكر نميكرديد چنين چيزي بشدت بحثانگيز شود؟ در عين حال هنگام كارگرداني فيلم هري پاتر، چگونه تعادل بين خواسته خودتان به عنوان فيلمساز و خواستههاي تماشاگران و طرفداران هري پاتر را حفظ و رعايت ميكنيد؟
در قصه كتاب يك بخش گورستان و مراسم تدفين وجود دارد. اين بخش حماسي و زيباست و در كنار يك رودخانه اتفاق ميافتد و سرشار از موجودات خيالي و وهمانگيز است. اين بخش كتاب را خيلي دوست دارم. احساس ميكردم اين بخش را بايد خيلي خوب در فيلم اجرا كنم. مهمترين نكته اين بود كه ريتم قصه و فيلم حفظ شود. پس از مرگ دامبلدور، صحنهاي داريم كه همه، دستهاي خود را روبه آسمان بلند ميكنند. اين صحنه هم كيفيت خوب و بالايي دارد. براي پايان فيلم، من و استيو كلاوس فيلمنامهنويس به دنبال حفظ ريتم بوديم. هر دوي ما احساس ميكرديم صحنه گورستان خيلي خوب است و اين صحنه ميتواند پايان خوبي براي فيلم باشد. البته ميدانستيم كه شماري از تماشاگران فيلم چنين چيزي را برنميتابند و احتمالا از كار ما عصباني خواهند شد. من هم صحنههاي متفاوتي از قصه را دوست دارم، اما فكر ميكنم مهمترين مساله اين است كه فيلم بايد آن طوري باشد كه بايد باشد. همچنين متوجه اين نكته هم بودم كه فيلم را فقط براي طرفداران هريپاتر نميسازم. كساني هم هستند كه دوستدار پروپاقرص اين مجموعه فيلم نيستند، ولي به تماشاي آن ميروند. خواست اين گروه از تماشاگران هم اهميت دارد. در همين حال، حواس شما به تماشاگران بينالمللي در كشورهاي مختلف جهان هم باشد. گروهي هم وجود دارند كه هنوز قصه كتابها را نخواندهاند، اما به تماشاي فيلمهاي آن ميروند. من در آن واحد بايد در خدمت همه آنها باشم.
هنگام كارگرداني قسمت آخر هم سراغ ايجاد تغييرات بيشتري نسبت به قصه كتاب خواهيد رفت؟ و سفت و سخت برسر اين ايدهباقي ميماني
نكته بزرگ و اصلي درباره قسمت آخر كتاب كه به صورت فيلمي 2قسمتي ساخته ميشود اين است كه قصه آن پراكنده و چندوجهي نيست كه ما هم بخواهيم آن را تكه پاره و چند شاخه كنيم، اما نكته مهم همان چيزي است كه قبل از اين گفتم. حرف اصلي اين است كه ريتم بايد همگون باشد و حفظ شود. اگر ايجاد تغييرات به اين مساله كمك كند، حتما در فيلم سينمايي تغييراتي را در مقايسه با قصه كتاب خواهيم داشت. الگويي كه از آن پيروي ميكنم، اين است كه حاصل كار بايد يك محصول خشنودكننده باشد و همه آن را بپسندند. اصلا يكي از دلايلي كه قسمت آخر در 2 بخش ساخته ميشود، همين است. ما يك فيلم 2 بخشي ميسازيم تا بتوانيم قصه قسمت آخر كتاب را به شكلي منطقي و مقبول در معرض ديد تماشاچي قرار دهيم. ميدانستم كه بسياري از طرفداران هريپاتر دوست دارند ما فيلمي 5 ساعته بسازيم و اگر بودجهاش را داشتيم، اين كار را نيز ميكرديم. قبل از شروع فيلمبرداري، فهرستي آماده كردم تا تمام چيزهايي را كه ميخواستم در قصه آخرين قسمت داشته باشم در آن نوشتم. ميدانستم آنچه آماده ميكنم بايد با هزينه توليد فيلم همخواني داشته باشد. خيليها ميگويند اين فيلم گرانترين و پرخرجترين محصول دنياي سينماست. تهيهكنندگان فيلم گفتهاند دست ما را براي ساخت آن باز ميگذارند. يكي از دلايلي كه باعث شد تا قسمت آخر در 2 بخش ساخته شود، همين موضوع بود. آنها به من گفتند، «اگر بتواني فيلم را در 2 بخش بسازي، ما ميتوانيم هر مقدار هزينهاي كه بخواهي به تو بدهيم. در آن صورت ميتواني براي هر كدام از آنها درخواست هزينه كلاني داشته باش.» اين همان چيزي بود كه ميخواستم. تنها راهي كه ميتوانستم اقتباسي خوب و مقبول از اين قصه داشته باشم اين بود كه آن را تبديل به فيلمي 2 بخشي كنم.
شما با بيل نيگي چند فيلم و مجموعه موفق كار كردهايد در حالي كه وي يكي از بهترين بازيگران معاصر سينماي انگليس است. او را در قسمت آخر هريپاتر خواهيم ديد؟
بله. 2 هفته با او فيلمبرداري خواهيم داشت. او بازيگر بزرگي است و حيف ميشد اگر در يكي از هريپاترها نباشد.
آيا هنوز هم پس از كارگرداني 2 قسمت از مجموعه «هريپاتر»، همان حس و حال اوليه را داريد؟
بله. هنوز هم شگفتزدهام و بعضي وقتها از خودم ميپرسم آنها چرا مرا براي اين كار انتخاب كردند؟ خوشحالم كه دارم قسمتهايي از اين مجموعه فيلم را ميسازم. از اين كار لذت ميبرم و به آن افتخار ميكنم.
يكي از منتقدان ميگفت كارگرداني اين فيلم يك نقطه عطف در كارنامه هنريتان است.
درست گفته است. نكته جالب اين است كه قصه كتابهاي هريپاتر هم از زماني كه قرار شد من آنها را كارگرداني كنم، يك جور نقطه عطف در داستان سرايي اين مجموعه كتاب است.
هريپاترهايي كه شما كارگرداني كردهايد، لقب فيلمهاي كودكانه را نميگيرند.
خير. حال و هواي آنها جديتر و سنگينتر است. حداقل مخاطبي كه مورد نظر اين فيلمهاست، تماشاگران نوجوان هستند.
نظرتان درباره قسمتهاي قبلي كه توسط كريس كلمبوس و آلفونسو كوارون ساخته شد، چيست؟
آنها فيلمهاي خوبي ساختند. اقتباس سينمايي آنها از قصه كتابهاي رولينگ خوب و دقيق بود. نكته جالبي كه ميخواهم به شما بگويم، اين است كه تهيهكنندگان فيلم براي قسمت پنجم آن اصرار داشتند كارگردان فيلم انگليسي باشد.
كار با 3 بازيگر اصلي فيلم چطور بود؟
خيلي خوب و عالي. آنها چون قبل از اين چند بار نقشهاي خود را بازي كردهاند، جلوي دوربين خيلي راحت بودند و مشكلي براي ايفاي نقش خود نداشتند. اين 3 نفر هم همراه با قصه كتاب بزرگ شدند و اين يكي از نكات جالب اين مجموعه فيلم است.
خود شما قسمت ششم فيلم را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
دور شدن از گونه فانتزي آن و نزديكتر شدن به واقعيتهاي پراحساس. من خودم هنوز دنياي جادويي چند قسمت اول فيلم را خيلي دوست دارم. ولي قصه كتابها با گذشت زمان از فانتزي دور شد و حال و هوايي پيچيدهتر و تاريكتر پيدا كرد.
آيا هيچ وقت خودتان شيفته قصههاي هريپاتر بوديد؟
به آن صورت خير، اما وقتي كارگردانيشان را شروع كردم، علاقهام به آنها بيشتر شد.
با اين تحسين و تمجيدها چه احساسي به شما دست ميدهد؟
همه تلاشم اين است كه خونسرديام را حفظ كنم.
كارگرداني آخرين «هري پاتر» تا يك سال ديگر تمام ميشود و شما از ساخت قسمت ديگري از آن فارغ ميشويد، دلتان ميخواهد پس از آن دوباره به فيلمي با حال و هواي رئاليستي ساختههاي قديميتان برگرديد؟
حتما همين كار را ميكنم. ميخواهم يكي دو تا فيلم كوچك و جمع و جور بسازم. خودم فكر ميكنم تا دو سه سال، سراغ كارگرداني هيچ فيلم پرخرج و گرانقيمتي نروم. اصلا اين احساس را ندارم كه چند تا فيلم بزرگ و پرهزينه ساختهام و حالا بايد همين راه را دنبال كنم. بعد از ساختن چند فيلم مستقل و كوچك، دوباره سراغ كارگرداني يكي دو تا فيلم بزرگ و پرخرج ميروم. حتما ميخواهيد بدانيد چرا؟ دليلش هم اين است كه وقتي شما چنين فيلمهايي را كارگرداني ميكنيد، ديگر نميتوانيد ساختن اين جور فيلمها را رها كنید.

|