آنجلینا جولی از آن دسته بازیگرانی است که فیلمهایش معمولا فروش بالایی را در گیشه ها دارند . او پس از تشکیل خانواده همان طور که در فیلم سالت می بینیم در نقش های خود تغییر ایجاد کرده است .
به گزارش دنیای سینما به نقل از تی اچ آر ، فیلمنامه نویس کری ویلیامسون حق اقتباس سری کتاب های "اسکارپتا" نوشته پاتریشیا کورن ول را گرفت و جولی را برای نقش آفرینی در این فیلم برگزیده است .
شخصیت اول این داستان ها یک بازرس قانونی در ویرجینیا است که معماهای قتل را حل می کند . ظاهرا ویلیامسون فیلمنامه را بر اساس کتاب بخصوصی نمی نویسد اما شخصیت اول فیلم بر اساس کتاب اسکارپتا خواهد بود .
جورج میلر کارگردان انیمیشن "خوش قدم 2" اخیرا با یک مشکل بزرگ دست و پنجه نرم می کند و آن هم این است که بریتنی مورفی دوبلور نقش اول این انیمیشن ماه گذشته به صورت غیر منتظره ای فوت کرد .
به گزارش دنیای سینما به نقل از مووی لاین ، تا به این لحظه هنوز هیچ خبری مبنی بر اینکه چه بازیگری در این فیلم جایگزین مورفی خواهد شد انتشار نیافته است اما دو بازیگر جدید دیگر به این فیلم پیوسته اند .
بر اساس گزارش مووی لاین برد پیت و مت دیمون بازیگرانی هستند که صدای خود را به این فیلم قرض می دهند . ضبط صدای این دو بازیگر این هفته بر روی فیلم شروع می شود و فیلم نوامبر 2011 اکران می شود .
برد پیت و مت دیمون قبل از این در سری "اوشن ها" با یکدیگر همکاری داشته اند .
«كلينت ايستوود»، جايزه بهترين كارگردان سال 2009 را از انجمن ملي منتقدين فيلم آمريكا دريافت كرد.
مراسم اعطاي جوايز انجمن ملي منتقدين فيلم آمريكا درحالي برگزار شد كه فيلم «بالا در آسمان» بيشترين جوايز را به خود اختصاص داد.
در اين مراسم «كلينت ايستوود»،كارگردان سرشناس آمريكايي براي فيلم «Invictus» جايزه بهترين كارگردان سال 2009 را دريافت كرد.
كارگردان برنده چهار جايزه اسكار، نخل طلاي افتخاري كن، دو جايزه سزار فرانسه، چهار جايزه گلدن گلوب و شير طلاي افتخاري ونيز، ماه گذشته بالاترين نشان هنري فرانسه را دريافت كرد.
فيلم «بالا در آسمان» به كارگرداني «جيسون ريتمن» جايزه بهترين فيلم را دريافت كرد. اين فيلم جايزه بهترين بازيگر مرد را مشتركا براي «جورج كلوني» و «مورگان فريمن» و جايزه بهترين بازيگر نقش مكمل زن را براي «آنا كندريك» بههمراه آورد.
به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، انجمن ملي منتقدين فيلم آمريكا جايزه بهترين بازيگر نقش مكمل مرد را به «وودي هارلسون» براي فيلم «پيامآور» اعطا كرد.
جانی دپ بازیگر نامدار سینمای آمریکا روز سه شنبه به منظور شرکت در جشنواره فیلم صربستان وارد بلگراد پایتخت این کشور شد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه این جشنواره از سوی امیر کاستاریتسا فیلمساز نامدار اهل بوسنی و ساکن صربستان به منظور آنچه خود کاستاریتسا زدودن ریشه های سینمای هالیوود از ذهن دانشجویان می خواند برگزار می شود و دپ به عنوان مهمان ویژه به این جشنواره دعوت شده است.
بوریس تادیچ رئیس جمهور صربستان از جانی دپ به طور رسمی استقبال کرد و دپ روز چهارشنبه در مراسم افتتاحیه سومین دوره جشنواره فیلم و موسیقی کوستندورف به ریاست کاستاریتسا شرکت خواهد کرد.در این مراسم از یک مجسمه تمام قد جانی دپ در کاخ جشنواره رونمایی میشود.همچنین جایزه ویژه "سینمای آینده" جشنواره نیز به جانی دپ اهدا خواهد شد.
در بخش مسابقه این جشنواره 28 فیلم از 18 کشور جهان برای دریافت سه جایزه تخم مرغ طلایی ، نقره ای و برنزی رقابت خواهند کرد.جشنواره کاستندورف روز 19 ژانویه افتتاح خواهد شد.
اصغر فرهادی کارگردان درباره الی هم دراین دوره از جشنواره به دعوت امیر کاستاریتسا در هئیت داوران حضور دارد.
امیر کاستاریتسا تا کنون دوبار در سال های 1985 برای فیلم" بابا به سفر کاری رفته است " و1995 برای "زیرزمین"برنده نخل طلایی جشنواره کن شده و آخرین فیلمش "این را به من قول بده" نامزد دریافت جایزه نخل طلایی بوده است.این فیلمساز به زودی فیلمی درباره زندگی پانچو ویلا رهبر انقلاب مکزیک و با بازی جانی دپ خواهد ساخت.
جيمز كامرون بعد از «تايتانيك» و موفقيت كلان مالي آن در 12 سال پيش، دوباره با يك فيلم پرسر و صدا برگشته است. «آواتار» فانتزي علمي تخيلي جديد اين فيلمساز، تلفيقي از انيميشن و زنده است كه از سوي منتقدان و تماشاگران سينما مورد توجه قرار گرفته است.
اين فيلم هم براي تهيهكنندگانش پولساز بوده و هم پيشبيني ميشود در رقابتهاي اسكار 2010 با موفقيت خوبي روبهرو شود. تماشاگران سينما در حدود 100 كشور جهان در 17 روز اول نمايش بيش از يك ميليارد دلار پول خرج كردند و در همين فاصله كوتاه آن را تبديل به دومين فيلم پرفروش كل تاريخ سينما در سطح جهاني كردند. فعلا تايتانيك (باز هم ساخته جيمز كامرون) از اين فيلم جلوتر است و هيچ بعيد نيست كه طي هفتههاي آينده، اين فيلم هم مقهور موفقيت آواتار شود. فروش 352 ميليون دلاري سهم سينماهاي آمريكاي شمالي از اين فروش يك ميليارد دلاري است. تايتانيك در اين قاره 603 ميليون دلار فروش كرد و لقب پرفروشترين محصول كل تاريخ آمريكاي شمالي را گرفت. كار جديد كامرون قصد دارد ساخته قبلي او را نيز از اين صدرنشيني كه 12 سال طول كشيده به پايين بكشد. داستان آواتار در آيندهاي نهچندان دور در يك سياره خيلي دور اتفاق ميافتد. ماموريت فضايي يك فضانورد به اين سفر، با يك سري ماجراجويي ويژه همراه ميشود. او كه براي كمك به همكاران خود به اين سياره سفر كرده، وارد يك دنياي عجيب و غريب ميشود. كامرون براي اين فيلم 2دنيايزنده و رايانه را در يكديگر تلفيق كرده تا بتواند يك دنياي فراواقعي را كه كاملا واقعي به نظر ميرسد خلق كند. او در گفتگوي اينترنتي خود، درباره اين دنياي خيالي و بازيگرانش صحبت ميكند.
پس از آن همه تلاش براي ساخت «آواتار» و برآورده كردن يك ايده قديمي و ديدن آن ايدهآل روي پرده سينما، به نظر ميرسد اكنون كمي احساس راحتي ميكنيد.
ساخت اين فيلم مثل يك سفر بود. فيلمبرداري بخشهاي زنده فيلم، مارس 2008 تمام شد. اما 3 هفته هم وقت براي انجام برخي كارهاي باقيمانده آن صرف كرديم. در تمام اين مدت هدف ما خلق واقعي آن چيزهايي بود كه معمولا غيرواقعي به نظر ميرسند. آواتار مثل يك پروسه پيچيده بود كه بعضي وقتها، خود ما هم نميدانستيم قرار است چكار كنيم و اين صحنهها را چگونه بسازيم. اين كه ميگويم شوخي يا جوك نيست. واقعيت اين است كه براي ساخت فيلم، بايد خودمان هم متوجه ميشديم كه قصد ساختن چه چيزي را داريم. كاراكترهاي اين فيلم موجوداتي خاص هستند و خلق آنها وقت و دقت ميطلبيد. ما به صورت همزمان در اين فيلم دو گروه از كاراكترهاي واقعي و كاراكترهاي فانتزي انيميشني را داشتيم. طبيعي است كه نوع قرار دادن آنها در كنار يكديگر، نيازمند كار زيادي بود و قبل از هر چيز بايد ميفهميديم كه خود ما قصد خلق چه نوع كاراكترهايي را داريم. به دليل اهميت موضوع و كار، چند بار به عقب برگشتيم و نگاهي كلي به وضعيت كلي آن انداختيم. تمام مراحل كار داراي اهميت زيادي بودند و هر يك از آنها بايد با دقت صورت ميگرفتند؛ آمادهسازي قبل از شروع توليد، خود توليد فيلم و همچنين مراحل پس از توليد. اينها بخشهاي مختلف فيلم بودند و عدم توجه كافي به هر يك از آنها، ميتوانست مشكلات زيادي را براي كل كار خلق كند.
پس به اين ترتيب، شما با سفري بسيار طولاني روبهرو و همراه بوديد؟
اين سفر يعني ساخت فيلم 4 سال طول كشيد.در يك سال و نيم اول كار فقط در اين باره بحث و تحقيق كرديم كه چگونه ميتوانيم از فناوري مدرن براي خلق صحنههاي مختلف آن استفاده كنيم. علتش هم اين است كه در آن ايام، من از هيچ يك از بخشهاي هنر تكنيك جلوههاي ويژه آن دوران راضي و خشنود نبودم. صحنههاي فانتزي و غيرزنده فيلم اهميت بسيار زيادي داشت و نميخواستم به گونهاي ساخته شوند كه مصنوعي و غيرطبيعي به نظر برسند. نكتهاي كه بسيار مهم به نظر ميرسد اين است كه شما فكر ميكنيد اين خود بازيگران واقعي هستند كه دارند نقش اين كاراكترها را بازي ميكنند و اين احساس درستي است. ميخواستم وضعيت كار به گونهاي باشد كه تماشاچي اين احساس را داشته باشد كه آن موجودات فانتزي واقعا موجوداتي انساني هستند. در عين حال در صحنههايي كه بازيگران بايد نقش موجودات فانتزي و غيرواقعي قصه را بازي ميكردند، كار ما بسيار سخت بود. آنها بايد لباس ويژهاي به تن كرده و ماسك مخصوصي به صورتهاي خود ميزدند. عادت كردن به اين وضعيت جديد، حداقل چندين ساعت وقت ميبرد. البته به محض عادت به اين مساله، كار خيلي راحت شد و با سرعت آن را انجام داديم. در اين حالت آنها خيلي آزادانه و رها كار خود را انجام ميدادند. اين بازيگران اصلا به اين نكته فكر نميكردند كه حالا موي آنها چگونه به نظر ميرسد و فقط در فكر اين بودند كه درست بازي كنند.
كار آنها هنگام بازي در فيلم خيلي سخت بود؟
هم بله و هم خير. آنها بايد تلاش زيادي ميكردند تا طبيعيترين بازي را در يك حالت غيرطبيعي ارائه كنند. اين بازي ناب و خالصي بود. از تكنيكهاي ويژه چندان خبري نبود و فقط آنها بودند و دوربين فيلمبرداري. اين نوع بازي كردن، براي آنها چالشهاي زيادي به همراه داشت. خب، آنها مجبور بودند آن چيزي را كه شما روي پرده سينما ميبينيد، خلق كنند و اين كار راحت و سادهاي نبود. به صورت طبيعي، اين وظيفه يك بازيگر نيست و او نميتواند چنين كاري انجام دهد. به همين دليل بايد قوه تخيل خود را تا بالاترين حد ممكن به كار بيندازد. با اين حال، فكر ميكنم خودشان هم از بازي در اين نقشها لذت بردند و اوقات خوشي سر صحنه فيلمبرداري داشتند.
مهمترين بخش فناوري تازهاي كه در فيلم به كار گرفتيد، كدام بود؟ به صورت طبيعي، هر فيلم تازهاي تكنيكهاي تازهاي همراه خودش ميآورد.
خب، همين كلههاي ويژهاي كه شما در قصه فيلم ميبينيد (كه به شما كاراكترهاي تازهاي را معرفي ميكند) پاسخ سوال شماست. نكته بعد، دوربينهاي خاص و جديدي است كه ما براي اولينبار نمونههاي واقعي آن را سرصحنه فيلمبرداري به كار گرفتيم. البته بين نوع دوربيني كه من و استيون اسپيلبرگ (كارگردان سينما كه مدير توليد آواتار بود) قصد استفاده از آن را داشتيم، كمي اختلاف نظر وجود داشت. البته اين دوربين اختصاصا براي فيلم ما ساخته شده بود و ميتوانستيم به سازندهاش بگوييم كه تغييراتي در آن انجام دهد تا به چيز بهتري تبديل شود. دليل برخي تغييراتي كه در طول تماشاي فيلم ميبينيد، به دليل استفاده از انواع متفاوت اين دوربين است. توليد آواتار تجربه تازه و منحصر به فردي برايم بود و چيزهاي زيادي در طول ساخت آن ياد گرفتم.
كارگرداني فيلمي مثل «آواتار» بايد كمك كند تا زندگي راحتتري داشته باشيد، اين طور نيست؟
خب، بله. حالا احساس راحتي بيشتري ميكنم، چون ميبينم يكي از كارهاي مهمي را انجام دادهام كه چند سال بود قصد انجام آن را داشتم؛ نكتهاي كه ميخواهم برايتان بگويم اين است كه پس از فيلمبرداري صحنهها، بازيگران را پاي ميز مونيتور دعوت ميكردم و صحنههاي فيلمبرداري شده را به آنها نشان ميدادم. آنها صحنهها و بازي خودشان را ميديدند و متوجه ميشدند منظور من از توضيحاتي كه سر صحنه برايشان ميدادم، چه بوده است. اين نكته كمك ميكرد تا هنگام فيلمبرداري صحنههاي بعدي، همهمان راحتتر باشيم، زيرا آنها حالا خيلي بهتر متوجه حرفهاي من ميشدند و منظور مرا از چيزهايي كه ميگفتم، ميفهميدند.
خط اصلي قصه فيلم دقيقا از كجا آمد؟ اين قصه خيلي شبيه داستانهاي قديمي مدرسهاي است. يك جورهايي هم تماشاچي را به ياد «با گرگها ميرقصد» كوين كاستنر مياندازد!
شما فكر ميكنيد اين خود بازيگران واقعي هستند كه دارند نقش اين كاراكترها را بازي ميكنند و اين احساس درستي است
چه جالب، از حرفتان خوشم آمد. در قصه آواتار مقدار زيادي قصه فرعي و در عين حال مهم وجود دارد. قصههايي كه «با گرگها ميرقصد» هم يكي از آنهاست. قصه فيلم من همانطور كه گفتيد، حال و هوايي سنتي و كهن دارد و درباره رويارويي آدمها با چيزهاي مختلف است. شما در فيلم، نبرد و تضاد بين آدم و فناوري، بين آدم و تمدن رو به پيشرفت را ميبينيد. در قصه فيلم، يك جورهايي با انسانهاي اوليه سروكار داريم و شما بوميان آمريكايي را هم ميبينيد اما اين قصه ميتواند به جاهاي خيلي دورتري مثل آمريكاي جنوبي آفريقا و حتي هند هم اختصاص داشته باشد. ميخواستيم قصه فيلم يك جمعيت عمومي را به تصوير بكشد و قصد تكيه به قاره بخصوصي را نداشتيم.
اين روزها در فيلمهاي شما كاراكترهايي را نميبينيم كه مثل يك ماشين جنگي در يك جنگل دوردست، دست به قتل عام و كشت و كشتار ميزنند، اين كاراكترها حالا خيلي آرام شدهاند.
فكر ميكنم بهتر باشد به ريشههاي خودمان كه حال و هواي خوب و دلچسبي داشت برگرديم. اين روزها بيشتر به سبك قصهگويي نوجوانانه و ماجراجويانه فكر ميكنم. در حال حاضر، قصههايي مثل لاورنس عربستان، جان كارتر در مريخ ، مردي كه ميخواست سلطان باشد و امثال آنها را بيشتر ميپسندم. در اين قصهها شما با كاراكترهايي سر و كار داريد كه به بحث درباره فرهنگهاي ديگر ميپردازند و ميخواهند با آن فرهنگها آشنايي بيشتري پيدا كنند. اين كاراكترها در دنياي تازهاي رها ميشوند كه تا حد زيادي با آن بيگانه هستند. در اين مكانها آنها بايد مقام و جايگاه خود را پيدا كنند و ببينند كه در اين محلهاي تازه چه كارهايي ميتوانند بكنند. اين قصه قديمي و آشناست. از ديدگاه فيلمسازي مثل من كه فيلمهاي علمي تخيلي فضايي ميسازد، اينجور قصهها ميتوانند در خدمت ژانر علمي و تخيلي قرار گيرند. شما در فيلمهاي علمي تخيلي 2 دهه 40 و 50 ميلادي، نمونه اين نوع قصهها را ميبينيد. اين يك سبك كلاسيك است. سينماي علمي تخيلي در دهههاي 60 و 70 ميلادي از آن نوع سينماي قديمي علمي تخيلي فاصله گرفت. از سوي ديگر، شما اين روزها نميتوانيد به دست كاراكترهايتان يك سلاح عجيب و غريب بدهيد و او را درون يك جنگل باراني رها كنيد تا مثل يك ماشين جنگي دست به كشتار بزند. احساس ميكنم دوره اين جور فيلمها سرآمده است. اگر هم قرار باشد چنين كاري صورت گيرد، بهتر است ديگران اجراي آن را به عهده بگيرند.
براي ايفاي نقش اصلي فيلم، از روز اول سام وورتينگتن را در ذهن داشتيد؟
صادقانه بگويم خير. اين بازيگر استراليايي تبار يكي از گزينههاي اصليام بود ولي اينطور نبود كه از همان اول به خودم بگويم اين نقش مال اوست و براي او نوشته شده است. تهيهكنندگان آواتار وقتي توليد آن جدي شد، از من خواستند نام بازيگر نقش اصلي فيلم را به آنها اعلام كنم. آنها به اصرار از من يك اسم ميخواستند. خواست آنها بيشتر به اين خاطر بود كه من اسمي را به آنها بگويم تا بتوانند در رسانههاي گروهي روي آن مانور بدهند. در آن زمان به مت ديمون و جك گيلنهال فكر كردم. ميخواستم نام آنها را به تهيهكنندگان فيلم بگويم، بويژه كه ديمون پتانسيل مالي قوي هم دارد اما وقتي اين دو را به جاي كاراكتر اصلي قصه فيلم در نظر گرفتم، ديدم هيچيك از آنها خوب و درست در قالب اين كاراكتر جا نميگيرند. در هر حال، انگار مشكلي در اين باره وجود داشت. در همين حال، متوجه شدم سام بهتر از هر كس ديگري ميتواند در قالب اين شخصيت فرو برود. طي چند جلسه بحث و گفتگو با او، زواياي مختلف چهره و رفتار و حالاتش را بررسي كردم و متوجه شدم توانايي بيشتري در نمايش ظرافتهاي ويژه اين نقش دارد. با آن كه وي تا پيش از اين چهره سرشناسي نبوده؛ ولي نامش را به تهيهكنندگان دادم. ميدانستم كه آنها نسبت به انتخاب من، واكنش منفي نشان نخواهند داد.
و همين طور شد؟
بله. البته اول از من پرسيدند او كيست و آيا نسبت به انتخابم اطمينان دارم يا نه. من هم گفتم اگر اطمينان نداشتم، او را انتخاب و معرفي نميكردم. بعد از آن، ما ديگر هيچ بحث و گفتگويي در اين رابطه نداشتيم. نوع برخورد منتقدان نشان داد كه اين انتخاب درست بوده است.
با سيگورني ويور هم پس از سالها كه از اكران عمومي «بيگانهها» ميگذرد، دوباره كار كردهايد.
او بازيگري دقيق و منضبط است و هيچ فرقي با 2 دهه قبل نكرده است. همكاري دوباره با او بسيار خوب بود. هنگام كار روي «آواتار» با جنبه ديگري از شخصيتش آشنا شدم؛ منظورم وجه مادر بودن اوست. او بشدت نگران و مراقب اوضاع خانوادگي و فرزندانش بود و مدام با آنها در تماس بود. شخصيت والا و انساني او را تحسين ميكنم.
كتاب «آخرين قطار هيروشيما» اثر چارلز پلگرينو بشدت مرا تحت تاثير قرار داده است. دسامبر گذشته براي تبليغات «آواتار» به ژاپن رفته بودم. در جريان اين سفر، چند ساعتي از هياهوي تبليغات فيلم دور شدم و به ديدار تسوتومو ياماگوچي رفتم. او آخرين بازمانده بمبارانهاي اتمي دو شهر هيروشيما و ناكازاكي در روزهاي پاياني جنگ جهاني دوم است (اين مرد هفته قبل در 93 سالگي درگذشت). صحبت كردن با او بسيار لذتبخش بود و ديدگاههاي ضدجنگ خيلي خوبي داشت. گفت كه با سازمانهاي بينالمللي براي خلع سلاح هستهاي بينالمللي همكاري ميكند. ديدار با او مرا به اين فكر انداخت كه فيلم مستندي با نگاهي امروزي به اين بمبارانهاي وحشتناك بسازم.
دوشنبه گذشته رابرت داونی جونیور اعلام کرد که در دنباله فیلم "مرد آهنی 2" به نام "بیگانگان و گاوچران ها" حضور ندارد .
به گزارش دنیای سینما به نقل از آی ام دی بی ، در همین راستا کارگردان این فیلم یعنی جان فاوریو در جستجوی یک بازیگر برای جانشینی داونی جونیور است و دنیل کریگ گزینه خوبی می باشد .
روز گذشته یک منبع موسخ اعلام کرد که فاوریو در حال مذاکره برای جانشینی داونی جونیور می باشد . آیا دنیل کریگ می تواند در نقش یک گاوچران ظاهر شود ؟
فیلم بر اساس کتابی کمیک ساخته می شود و داستان آن درباره یک سفینه فضایی است که به آریزونا می آید و بومیان و مهاجران تازه آمریکایی در مقابل آن با یکدیگر متحد می شوند .
حضور دنیل کریگ در این فیلم می تواند جذابیت فیلم را دو چندان کند . فیلم دنباله ای است بر سری فیلم های مرد آهنی و به کارگردانی جان فاوریو ساخته می شود .
با انتخاب بازيگران اصلي، «رابرت زميكس» «زيردريايي زرد» را در قالب آثار جنگي بهتصوير ميكشد.
مسوولين ساخت اين پروژه درحال انجام مذاكرات نهايي براي پيوستن «كري الوز»، «دين لينوكس كلي»، «پيتر سرافينوويچ» و «آدام كمپل» به «زيردريايي زرد» هستند.
بنابر اعلام هاليوود ريپورتر، اين فيلم براساس اثري انيميشن كه در سال 1968 ميلادي ساخته شده است،توسط كمپاني فيلمسازي والت ديزني بازسازي خواهد شد.
«زيردريايي زرد» در قالب سه بعدي و با بهرهگيري از آخرين دستاوردهاي تكنولوژي ديجيتال ساخته خواهد شد و بخشهاي از آن به شكل زنده ساخته ميشود.
داستان «زيردريايي زرد» به ماموريت يك سربازي به نام «اولد فرد» ميپردازد كه در ديدار با «بيلترز» يك سفر طولاني را با زيردريايي زرد آغاز ميكند تا گروهي ويژه را به كمك بطلبد. اعضاي اين گروه با يك زير دريايي خودشان را به پپرلند ميرسانند، تا مردم آنجا را از شر متخاصمان آزاد كنند.
«زميكس» خالق آثاري چون «بيوولف»،«قطار سريع السير قطبي» و «سرود کریسمس» بهزودي مقدمات ساخت پروژهي سينمايي «ماجراهاي تنتن» را فراهم ميكند.
با جدایی کارگردان و بازیگر اصلی «اسپایدرمن»، فیلم چهارم این مجموعه سینمایی پرفروش با یک تیم جدید از بازیگران و عوامل فنی ساخته میشود.
به گزارش دنیای سینما ، تحولات جدید در شرایطی صورت گرفت که هفته پیش اعلام شد تولید «اسپایدرمن 4» به خاطر اختلاف نظر سام ریمی و استودیو سونی درباره فیلمنامه به تعویق افتاده و برای اکران از شش مه 2011 آماده نمیشود.
در نهایت امروز سهشنبه اعلام شد سام ریمی و توبی مگوایر بازیگر نقش اصلی این مجموعه سینمایی دیگر با این پروژه همکاری نمیکنند.
سونی در بیانیهای اعلام کرد با همکاری مارول استودیوز که حقوق ساخت «اسپایدرمن» را در اختیار دارد، روی فیلمنامهای نوشته جیمز واندربیلت کار میکند. سونی همچنین از حضور بازیگران و یک تیم فیلمسازی جدید خبر داد.
ریمی هم در این باره گفت: «کار کردن روی فیلمهای «اسپایدرمن» برای من تجربه یک عمر بود. در حالی که ما مقدمات ساخت فیلم چهارم را فراهم میکردیم استودیو سونی و مارول فرصتی استثنایی پیدا کردند که این مجموعه را در مسیر تازهای بیندازند و میدانم کارشان فوقالعاده خواهد بود.»
سه فیلم قبلی «اسپایدرمن» بیش از 5/2 میلیارد دلار در دنیا فروش داشتند. فیلم اول ماه مه 2002 به نمایش درآمد و در هفته اول اکران 8/114 میلیون دلار فروخت که آن زمان یک رکورد بود.
"سلول 211 " جدیدترین ساخته دنیل مونزو با نامزد شدن در 16 رشته در جوایز سالیانه گویا 2010 - که به اسکار اسپانیا معروف است - از رقبای خود پیشی گرفت .
به گزارش دنیای سینما به نقل از هالیوود ریپورتر ، این فیلم که یک داستان تریلر دارد توسط کمپانی "واکا فیلمز " و "مورنا فیلمز" به تهیه و تولید رسیده است و در اسپانیا 13.5 میلیون دلار فروش داشته است . "سلول 211" در جوایز گویا 2010 نامزد دریافت 16 جایزه از جمله : بهترین کارگردان ، بهترین فیلمنامه اقتباسی ، بهترین بازیگر مرد و ... شده است . این فیلم در گویا2010 با فیلمهای "آگورا" ساخته آلخاندرو آمنابار با 13 نامزدی ، "رقصنده و دزد" که نماینده سینمای اسپانیا در اسکار 82 ام است و "رازی در چشمهایشان" هر کدام با 9 نامزدی ، رقابت می کند .
بزرگترین بازنده امسال در این مراسم پدرو آلمادووار است . "آغوش های شکسته" که نامزد بهترین فیلم خارجی زبان در مراسم گلدن گلوب است در گویا 2010 فقط نامزد 5 جایزه از جمله بهترین فیلمنامه ارجینال و بهترین بازیگر زن شد . بازیگر نقش اول این فیلم که "پنلوپه کروز" است برای دریافت جایزه بهترین بازیگر زن با "راشل ویس" بازیگر زن فیلم آگورا رقابت می کند .
برندگان روز 14 فوریه در مراسم گویا 2010 در شهر مادرید مشخص می شوند .
در ادامه فروش موفقیت آمیز ، "آواتار" به راحتی هفته چهارم هم در صدر جدول باکس آفیس قرار گرفت .
به گزارش دنیای سینما به نقل از هالیوود ریپورتر ، این فیلم علمی - تخیلی و حماسی که جدیدترین اثر جیمز کامرون است ، روز جمعه در آمریکای شمالی 13.3 میلیون دلار فروش کرد و احتمالا تا شنبه رکورد 402 میلیون دلاری "ترانسفورمرز2" را بشکند و به پرفروشترین فیلم 2009 تبدیل شود .
همچنین فیلم خون آشامی " روزشکنان" در اولین روز اکران 6 میلیون دلار فروخت و در رده دوم باکس آفیس قرار گرفت . فیلمهای "شرلوک هلمز" و "آلوین و سنجاب ها : دنباله" هم هرکدام به ترتیب 5.2 و 3.4 میلیون دلار فروش داشتند و در رده های سوم و چهارم قرار گرفتند .
کمدی رومانتیک "سال کبیسه" با حضور بازیگرانی چون امی آدامز با فروش 3.3 میلیون دلاری خود در رده پنجم قرار گرفت . فیلم "این پیچیده است" با نقش آفرینی مریل استریپ هم با 3.2 میلیون دلار فروش در رده ششم جای گرفت . کمدی "جوان در طغیان" محصول کمپانی وینستن در آخر هفته گذشته 2.7 میلیون دلار فروش داشت و در رده هفتم قرار گرفت .
میشاییل هانهکه کارگردان اتریشی، امروز یکی از مهم ترین سینماگران زنده دنیاست. هانهکه بعد از ساختن چند فیلم موفق در فرانسه، به زادگاهش آلمان برگشت و فیلم روبان سفید را در باره سرزمین مادری اش و تاریخ معاصر آن ساخت. فیلمی که در شصت و دومین فستیوال فیلم کن، جایزه نخل طلا را به دست آورد. درونمایه بیشتر فیلم های میشاییل هانهکه، آسیب شناسی وجدان تاریخی اروپایی ها و تاریخ معاصر این قاره است. فیلم پسا استعماری پنهان، نقد رادیکال او از جامعه امروز غرب و تاریخ و گذشته استعماری آن بود. این که چگونه انسان اروپایی سعی می کند با نادیده گرفتن حضور قربانیان استعمار در کنارش و راندن خاطرات گذشته به پس ذهنش، بخشی از تاریخ معاصر خود را فراموش یا پنهان کند. هانهکه در پنهان، با به پرسش کشیدن وجدان فردی شخصیت محوری اش، وجدان جمعی مردم فرانسه را به چالش کشید. این بار وی در فیلم روبان سفید، وجدان جمعی ملت آلمان را به چالش می کشد.
هانهکه با رویکردی تمثیلی از طریق روایت یک داستان پاستورال و به ظاهر غیر سیاسی، بار دیگر به بازخوانی تاریخ معاصر اروپا پرداخته و ما را به ریشه های ظهور فاشیسم در اروپا، ارجاع می دهد. روبان سفید، تصویری تکان دهنده از یک جامعه بیمار و ناهنجار است که به سوی بحران و فروپاشی می رود و آبستن حوادثی سهمناک و خونین است. هانهکه خود آن را بررسی ریشه تروریسم از هر نوعش، چه مذهبی و چه سیاسی خوانده است. داستان فیلم در سال 1914 و در آستانه وقوع جنگ جهانی اول در دهکده ای فئودالی در شمال آلمان اتفاق می افتد. یک سلسله رویدادهای مرموز در دهکده، باعث ایجاد سوءظن، بدگمانی و بحران در میان روستائیان شده و زندگی عادی آنها را به هم می ریزد. فیلم از زبان پیرمردی به نام یاکوبی روایت می شود که داستانی مربوط به گذشته را روایت می کند. زمانی که به عنوان معلم و مدیر مدرسه در این دهکده خدمت می کرده و ناظر ماجراهای هولناکی بود که در آن ایام در آن روستا اتفاق افتاد.
حوادث عجیب و اسرارآمیزی که اهالی این روستا را در بهت و حیرت فرو می برد اما همانند فیلم پنهان، نه پلیس و نه روستائیان، هیچکس نمی داند، چه کسی عامل وقوع آنهاست. سقوط پزشک دهکده از اسب بر اثر تله ای که برای او گذاشته می شود، قتل مرموز زن یکی از دهقانان، شکنجه و آزار یک کودک عقب مانده ذهنی، ربودن پسر ارباب ده و کتک زدن و آزار او، و به آتش کشیده شدن انباری ارباب ده و تخریب مزرعه کلم او، نمونه هایی از بلاهایی است که بر سر ساکنان ده می آید. هانهکه فیلمسازی بدبین است و با بدبینی به جهان، انسان و روابط انسانی نگاه می کند. در نگاه او خشونت، بی رحمی، انتقام، بهره کشی و دیگر آزاری، چرخه ای بی پایان است که نسل به نسل تکرار می شود. خشونت و رفتار سادیستی، یکی از تم های محوری آثار هانهکه است. رویکرد هانهکه به خشونت در روبان سفید، رویکردی روانشناسانه و تاریخی است. حرف اصلی هانهکه در این فیلم این است که خشونت، سرکوب مذهبی و سوء استفاده از کودکان، عامل اصلی پیدایش ایدئولوژی فاشیسم و روی کار آمدن رایش سوم در آلمان بود. وی در این فیلم، با استادی، خشونت و وحشت نهفته در زیر پوست زندگی عادی و روزمره را به ما نشان می دهد. نظام اجتماعی دهکده، نظامی پدرسالارانه و مستبدانه است که بر مبنای سلسله مراتب کاستی و طبقاتی بنا شده و به وسیله فئودالی به نام بارون اداره می شود. کودکان ده به خاطر بی انضباطی و قانون شکنی، به شیوه ای آیینی و سخت تنبیه می شوند. این تنبیهات نه فقط جسمی بلکه روحی است. کشیش دهکده (با بازی درخشان کلاوسنر) نیز همانند بارون، مردی مستبد و سخت گیر است. وی فرزندانش را مجبور می کند که از روبان سفید به نشانه پاکی و معصومیت از دست رفته، به عنوان بازوبند استفاده کنند(بازوبندهایی که آشکارا استعاره ای از صلیب های شکسته است که بعدا جوانان حزب نازی بر بازوی خود می بندند) اما آیا این کودکان واقعا پاک و بی گناهند یا هیولاهایی اند که خود را در قالب کودکانی خاموش و مودب جا زده اند؟ اگرچه همان گونه که از فیلم های هانهکه انتظار می رود، هرگز هویت واقعی مجرمان بر ما فاش نمی شود، با این حال نشانه هایی در فیلم وجود دارد که تلویحا به ما می گوید چه کسانی می توانند عامل اصلی این بلاها و خسارت ها باشند. ما نیز همانند معلم دهکده، می توانیم حدس بزنیم که همه این کارها را کودکان به ظاهر معصوم دهکده انجام داده اند. کودکانی که سال ها بعد، هیتلر را به قدرت می نشانند و برایش سرود فتح می خوانند تا خشم و عقده های روانی سرکوب شده خود را به رهبری او بر سر والدین خود خالی کنند. این کودکان، پرورده همان نظام اجتماعی و ارزش های اخلاقی کهنه و پوسیده آنند و حالا به تلافی همه بلاهایی که از سوی والدین شان بر سرشان آمده و تنبیه های وحشتناک و خشنی که در مورد آنها صورت گرفته، در صدد انتقام جویی برآمده و دست به این اعمال شرارت آمیز زده اند.
آنها در دسته موسیقی کر کلیسایی شرکت می کنند که معلم مدرسه رهبری آن را به عهده دارد. کشیش دهکده، بارون، پزشک، و برخی از دهقانان نیز اعضای دیگر این ارکستر بزرگ اند. ارکستر کر کلیسایی، استعاره دیگری از ارکستر بزرگ فاشیسم است که بعدها به رهبری هیتلر، مارش نظامی فتح اروپا را به اجرا درمی آورد. بدین گونه هانهکه نشان می دهد که این تنها کودکان نیستند که سرمنشا شر و رفتار خشونت آمیزند بلکه بزرگسالان نیز در کنار آنها و با آنها همدست اند و نمی توانند خود را تبرئه کنند. لبه تیز حمله هانهکه، نه متوجه حکومت ها یا افراد خاص سیاسی بلکه متوجه تک تک آحاد یک جامعه انسانی و رفتار اجتماعی آنهاست که با ریاکاری، دروغ و پنهان کاری، جامعه را به انحطاط، تباهی و سقوط می کشانند. هانهکه نیز همانند هیچکاک، در فیلم های خود نشان می دهد که نیروی شر و پلیدی در ذات انسان قوی تر از نیروی خیر و درستکاری است و همین شر است که تدریجا او را به سمت فاجعه می برد. هانهکه، بیش از همه به مفاهیم واژه هایی چون «معصومیت» و « عادی بودن» در جامعه انسانی بدبین و مشکوک است، آن هم در جامعه ای که به پنهان کاری و دروغ عادت کرده است. مردان فیلم روبان سفید، در خفا دست به کارهایی می زنند که در تضاد با اصول اخلاقی ای که تبلیغ می شود، قرار دارد. به عنوان نمونه پزشک دهکده که در خفا از فرزند خدمتکارش بهره برداری جنسی می کند.
روبان سفید فیلم شلوغ و پر بازیگری است و نمونه ای است از مهارت هانهکه در طراحی میزانسن و کارگردانی صحنه های شلوغ و هدایت صدها سیاهی لشکر. دهقانان و کودکان در این فیلم جنبه سیاهی لشکر و دکوراتیو ندارند بلکه به اندازه شخصیت های اصلی اهمیت دارند. روایت فیلم برخلاف ساختار روایی فیلم های قبلی هانهکه مثل « رمز ناشناخته» و « پنهان»، سرراست و کلاسیک است. لحن ادبی فیلم و نقش معلم به عنوان روایتگر اول شخص در فیلم، این توهم را در بیننده ایجاد می کند که سرگرم تماشای یک فیلم اقتباسی بر اساس یک رمان کلاسیک پاستورال است، در حالی که روبان سفید، اثری ارژینال است و هانهکه آن را به کمک ژان کلود کری یر، فیلمنامه نویس برجسته فرانسوی نوشته است. هانهکه و فیلمبردارش کریستین برگر، با استفاده از عکس های سیاه و سفید تاریخی مربوط به این دوران، فضای این دوره را با دقت بسیار و نزدیک به واقعیت تاریخی آن دوره، درآورده اند. سبک تصویری فیلم، ترکیب بندی نماها، فیلمبرداری سیاه و سفید و لحن و ریتم آرام و شاعرانه آن، همگی یادآور فضاهای فیلم های اولیه اینگمار برگمن و تئودور درایر است. اگرچه سینمای هانهکه از نظر ایدئولوژی و فرم ربط چندانی به سینمای درایر و برگمن ندارد. به علاوه لحن سرد و بسیار عبوس فیلم های ها نه که تفاوت زیادی با لحن گرم و دوست داشتنی فیلم های برگمن و درایر دارد. طرح مسئله گناه جمعی یک ملت در فیلم روبان سفید، بی شباهت به طرح این مسئله در فیلم ام(M) فریتز لانگ نیست و درونمایه آن نیز به اندازه فیلم فریتز لانگ، پیش گویانه و هشدار دهنده است. لانگ نیز در فیلم ام، جامعه ای ریاکار، بی رحم و در آستانه فروپاشی را در قالب داستانی جنایی تصویر کرده بود. اما روبان سفید به لحاظ محوریت یک دهکده در فیلم به عنوان لوکیشن اصلی و مرکزی که همه آدم ها و رویدادها در دل آن قرار دارند و رویکرد استعاری و تمثیلی آن، شباهت غریبی به فیلم گاو داریوش مهرجویی دارد. مهرجویی در فیلم گاو، مرگ گاو در روستای بیل و متعاقب آن دیوانه شدن مشد حسن را به عنوان تمثیلی از بیگانه شدن انسان ایرانی و سرگردانی و جنون او در ایران دهه چهل، مطرح کرد. میشاییل هانهکه نیز در روبان سفید، حوادث مرموز در روستای آلمانی و رفتار روستائیان و واکنش آنها در برابر این حوادث را به مثابه تمثیلی از ظهور فاشیسم در جامعه آلمان، نشان می دهد.
کریستینا ریچی به فهرست بازیگران فیلم "بل آمی" پیوست .
به گزارش دنیای سینما ، ریچی در این فیلم در کنار بازیگرانی چون رابرت پتینسون و اما تورمن نقش آفرینی می کند . او در نقش "کلوتایلد" همسر یک کارمند راه آهن ظاهر می شود . کارگردانی این فیلم برعهده دسلان دونلان و نیک ارمرود است .
فیلم بر اساس کتابی به همین نام نوشته "گای د ماپاسنت" ساخته می شود . اما تورمن در این فیلم نقش همسر پتینسون را بازی می کند .همچنین کریستن اسکات توماس نقش یک سوسیالست فرانسوی را بازی می کند که توسط دوروی شکست می خورد و شخصیتش خورد می شود.کلید فیلمبرداری ماه آینده در لندن زده می شود .
کریستینا ریچی اخیرا فیلم "نیویورک دوستت دارم" را روی پرده سینما داشت .
آدریانا بارازا در حال مذاکره برای حضور در پروژه جدید مارول به نام "ثور" است.
به گزارش دنیای سینما به نقل از رویترز ، کارگردانی این فیلم به عهده کنت براناف است . داستان فیلم در مورد ثور (خدای رعد) که یک جنگجوی قدرتمند اما خودخواه است که آتش یک جنگ قدیمی را برافروخته می کند و او برای مجازات کارش به اجبار به زمین فرستاده می شود و مجبور می شود که در میان انسان ها زندگی کند. او در زمین یاد می گیرد که چگونه زمانی که خطرناک ترین تبه کار دنیایش ارتشی را برای جنگ به زمین می فرستد به یک قهرمان تبدیل شود .
بارازا در این فیلم نقش یک انسان در زمین را بازی می کند . او به عنوان نقش مکمل بازیگرانی چون : آنتونی هاپکینز ، رنه روسو ، استلان اسکارگارد و ... به بازیگران فیلم اضافه شده است. تولید فیلم هفته آینده در ساحل مارول در منهتن آغاز می شود .
بارازا سال 2006 برای ایفای نقش در فیلم بابل نامزد اسکار شد . سال 2009 هم فیلم "مرا به جهنم بکشان" را روی پرده سینما ها داشت .
فيلمهاي علمي – تخيلي مطرح جهان سينما، همواره دررده آثاري به شمار ميآيند كه با ايجاد هيجان درمخاطبانشان باعث رونق سينما ميشوند.
درسال گذشته ميلادي نيز آثار موفقي از جمله «سفرهايستارهاي»، «2012» و «برخورد غولها» اكران موفقي را پشت سر گذاشتند.
پايگاه اطلاعرساني مووي وب، عناوين 20 فيلم علمي-تخيلي مطرح سال 2010 ميلادي را معرفي كرد و فيلم «كتاب الي» كه از 15 ژانويه (25 دي) به اكران ميرسد، در صدر اين فهرست قرار گرفته است.
از ديگر آثار مطرح اين فهرست ميتوان به جديدترين فيلم پيتر جكسون «استخوانهاي دوستداشتني» اكران (15 ژانويه)، «لژيون» (22 ژانويه) و «مرد گرگنما» (12 فوريه) اشاره كرد.
بنابراين گزارش فيلم «ديوانگان» از 26 فوريه، «حوض داغ ماشيني» (15 مارس)، «ريپومن» (2 آوريل)، «كيك آس» (16 آوريل)، «وحشت در خيابان الم استريت» (30 آوريل)، «مرد آهني 2» (7 مي)، «داستان اسباببازي 3» (18 ژوئن)، «غارتگران» (9 جولاي)، «از آغاز» (16 جولاي)، «سقوط سرخ» (26 نوامبر) و مسير سبز (22 دسامبر) از ديگر فيلمهاي مطرح سينماي علمي-تخيلي در سال آينده سينمايي خواهند بود.
ویلم دفو برای بازی در پروژه جدید والت دیزنی یعنی "جان کارتر مریخی" آماده می شود .
به گزارش دنیای سینما ، فیلم بر اساس رمانی علمی- تخیلی به همین نام اثر "ادگار رایس باروز" ساخته می شود . دفو در کنفرانس مطبوعاتی جدیدترین فیلمش "روزشکن ها"اعلام کرد که هفته آینده به منظور تمرین برای نقش آفرینی در نقش "تارس تارکاس" - اولین بیگانه ای که جان کارتر او را در سیاره مریخ ملاقات کرد- عازم لندن خواهد شد.
نقش جان کارتر در این فیلم را "تیلور کیچ" بازی می کند . دفو اضافه کرد :"من هفته آینده به لندن می روم تا برای ایفای نقش در این فیلم آماده شوم . تولید فیلم روز 18ام شروع می شود و فکرکنم من تا قبل از فوریه روی صحنه حاضر نمی شوم اما تمرین را از هفته آینده شروع می کنم."
فیلمبرداری این فیلم در یکی از بیابان های یوتا در فصل پاییز آغاز شده است . چند روز قبل ستاره هم بازی او "مارک استرانگ" اعلام کرده بود که برای ایفای نقشش آماده است.
آواتار با نامزد شدن در انجمن کارگردانان هنری(ADG) با اقتدار در راه دریافت جوایز حرکت می کند .
به گزارش دنیای سینما به نقل از ورایتی ، "آواتار"جدیدترین ساخته جیمز کامرون نامزد دریافت جایزه انجمن کارگردانان هنری در بخش بهترین طراحی صحنه فانتزی برای ریک کارتر و رابرت استرومبرگ شد .
این انجمن نامزدهای دریافت جایزه را در روز جمعه معرفی کرد . نامزدهای بهترین طراحی صحنه در کنار آواتار : فیلیپ ایوی برای"منطقه 9" ، استوارت کریگ برای"هری پاتر و شاهزاده دورگه" ، کی کی بارت برای"جایی که چیزهای وحشی هستند"و اسکات چمبلیس برای "سفر ستاره ای" هستند .
همچنین دیگر نامزد های بهترین طراحی صحنه به شرح زیر هستند : جس گنچور برای "یک مرد جدی" ، دیوید واسکو برای "حرامزاده های گمنام" ، مارک ریکر برای "جولی وجولیا"، ناتان کرولی برای "دشمنان ملت" و سارا گرین وود برای "شرلوک هلمز" .
نامزد های این انجمن در بخش مسابقه هم به شرح زیر است : آلن کامرون برای "فرشتگان و شیاطین" ، بیل برسکی برای "خماری" ، کارل جالیسون برای "جعبه درد" ، نائومی شوهان برای "استخوان های دوست داشتنی" و استیو اسکلاد برای "بالا در آسمان" .
برندگان در روز 13 فوریه در مراسم چهاردهمین جوایز سالانه ADG مشخص می شوند .
فیلم افسانه علمی «آواتار» به کارگردانی جیمز کامرون تنها سه هفته پس از اکران به مرز 14/1 میلیارد دلار فروش در بازار جهانی رسید و دومین فیلم پرفروش تاریخ سینما شد.
به گزارش دنیای سینما، «تایتانیک» به کارگردانی خود جیمز کامرون با 8/1 میلیارد دلار فروش در فاصله 1997 تا 1998، پرفروشترین فیلم تاریخ سینماست.
اکنون کامرون تنها خود را به عنوان رقیب پیش رو دارد. تا پایان روز چهارشنبه فروش «آواتار» در آمریکا 4/374 میلیون دلار و در سطح بینالمللی 9/760 میلیون دلار شد.
به این ترتیب فیلم جدید کامرون از «ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه» جلو زد و در رده دوم فهرست پرفروشها قرار گرفت. «بازگشت پادشاه» به کارگردانی پیتر جکسن سال 2003 اکران شد و 12/1 میلیارد دلار در دنیا فروخت.
کارشناسان فروش پیشبینی کردهاند «آواتار» در هفته چهارم اکران نیز همچنان موفق باشد.
با پيوستن «آنا كندريچ» به بازيگراني چون «جيمز مك اوي» و «ست روگن»، فهرست بازيگران درام «من سرطان دارم» تكميل شد.
«جاناتان لوين» كارگرداني اين پروژه سينمايي را بر عهده خواهد داشت. بنا بر اعلام مووي وب، فيلمنامه «من سرطان دارم» براساس تجربياتي از زندگي واقعي شخصيتي حقيقي به نام «ويل ريس» توسط «ايوان گلدبرگ» و «بن كارلين» به نگارش درآمده است.
«كندريچ» در اين فيلم در قالب شخصيت «كاترين» كه يك روانشناس جوان است به ايفاي نقش ميپردازد.
«جيمز مكآوي» نيز نقش جواني را بازي خواهد كرد كه متوجه ميشود مبتلا به سرطان است، اما پس از چندسال مبارزه با اين بيماري، زنده ميماند.
«ست روگن» از تهيه كنندگان اصلي فيلم «من سرطان دارم» است.
فيلمبرداري اين پروژه سينمايي از ماه فوريه (اواسط بهمن) در شهر ونكوور كانادا آغاز ميشود.
شركت فيلمسازي «منديت اينترنشنال» تهيه و توليد «من سرطان دارم» را بر عهده دارد.
«جيمز كامرون» كه هماكنون با فيلم «آوتار» پيشتاز گيشهي سينماهاي جهان است بهزودي مقدمات ساخت فيلمي براساس كتاب «آخرين قطار ازهيروشيما: بازماندگان به عقب مينگرند» را آغاز ميكند.
اين اثر كه بهشكل روايتي غيرداستاني بهطبع رسيده است به زندگي «ستوتومو ياماگوچي» مرد ژاپنياي كه از هر دو انفجارهستهاي در هيروشيما و ناكازاكي جان سالم به در برده بود، ساخته ميشود.
بنابر اعلام كامينگسون، ياموگوچي روز دوشنبه هفتهي گذشته در 93 سالگي در بيمارستاني در ناكازاكي بهخاطر ابتلا به سرطان معده در گذشت.
تاكنون يك فيلم مستند هم در مورد زندگي ياماگوچي ساخته شده است.
جيمز كامرون 22 دسامبر (ماه گذشته) براي فراهم ساختن مقدمات اكران «آوتار» در ژاپن در بيمارستان با «ياماگوچي» ديدار كرده بود.
بنابر اين گزارش،تهيهكنندهي اين پروژه هنوز بهطور قطعي مشخص و اعلام نشده است، اما احتمالا كامرون اين اثر را نيز در قالب تريدي به توليد برساند.
هفت فيلم سينمايي سال 2009 موفق شدند در فهرست نيمهنهايي اين رشته فني اسكار قرار گيرند. «آواتار» ساخته جديد «جيمز كامرون» كه در آخرين روزهاي سال 2009 اكران عمومي شد، رقيب اصلي اين رشته اسكاري است. «منطقه 9» كه قصهاش در كشور آفريقاي جنوبي اتفاق ميافتد، فيلم ديگر منتخب اين رشته است. هر دو فيلم جزو كارهاي مردمپسندي هستند كه در عين حال، مورد توجه منتقدان نيز قرار گرفتهاند. روز گذشته اتحاديه تهيهكنندگان آمريكا، نام اين دو فيلم را در كنار هشت فيلم مطرح سينما قرارداد، تا در رقابتهاي بهترين فيلم سال اين اتحاديه شركت كنند. «سفرهاي ستارهاي/ پيشتازان فضا» هم كه يكي از هفت نامزد اسكار بهترين جلوههاي ويژه تصويري شده، وضعيتي شبيه اين دو فيلم دارد. «هري پاتر و شاهزاده نيمه اصيل»، «رستگاري ترميناتور»، «تغيير شكلدهندگان: انتقام سقوط كردهها»، و «2012» بقيه فيلمهاي نامزد شده در فهرست هفتتايي اسكار هستند. از بين اين هفت فيلم، سه تاي آنها به عنوان نامزدهاي اصلي رشته بهترين جلوههاي ويژه تصويري، در روز دوم فوريه اعلام ميشود. در اين روز،آكادمي اسكار نامزدهاي نهايي تمام رشتههاي خود را به صورت رسمي اعلام ميكند. سخنگوي آكادمي ميگويد در بين كل محصولات سال2009 سينما، اين هفت فيلم جلوههاي ويژه تصويري بهتر، تازهتر و قابل قبولتري داشتهاند. برخي از منتقدان سينمايي عقيده دارند فيلمهاي «نيروي - جي»،«جي آي جو»و«نگهبانان» هم جلوههاي ويژه تصويري خوبي داشتند. اين گروه از منتقدان، از جاي خالي اين فيلمها در بين نامزدهاي نيمهنهايي آكادمي اسكار گله ميكنند. در شرايطي كه آكادمي اسكار نام هفت فيلم سينمايي را در مرحله نيمه نهايي اعلام كرده، بسياري از اهل فن ميگويند جايزه اين رشته به فيلم «آواتار» تعلق ميگيرد. «آواتار» در عين حال، شانس زيادي هم در رشتههاي اصلي اسكار همچون بهترين فيلم، كارگرداني و فيلمنامه دارد. اين فانتزي علمي - تخيلي در 17 روز اول نمايش خود در آمريكاي شمالي، بيش از 350 ميليون دلار فروش كرد.
«تام كروز» و «بن استيلر» در نسخه سينمايي «مردان هاردي» وارد دنياي پليسي خواهند شد.
«بن استيلر» و «تام كروز»، دو چهره سرشناس هاليوود كه در فيلم «تندر استوايي» همبازي يكديگر بودند، بهزودي در نسخه سينمايي از كتاب پليسي «پسران هاردي» نقش برادران بازپرس را بازي خواهند كرد.
به گزارش ورايتي، اين فيلم باعنوان «مردان هاردي» به كارگرداني و تهيهكنندگي «شاون لوي» ساخته خواهد شد.
اين فيلم تريلر داستان زندگي دو برادر به نامهاي «فرانك » و «جو هاردي» است كه سعي دارند از يك ماجراي جنايي پرده بردارند.
«سام مندس»، كارگردان سرشناس انگليسي جديدترين قسمت از سري فيلمهاي «جيمز باند» را كارگرداني خواهد كرد.
مقامات كمپاني فيلم «MGM» در حال مذاكره با «سام مندس» هستند تا ساخت بيستوسومين قسمت از فيلمهاي «جيمز باند» را به وي محول كنند.
توليد اين فيلم قرار است به سرعت انجام شود و طبق برنامه اوايل ژوئن آغاز خواهد شد و براي اكران در سال ٢٠١١ آماده ميشود.
قرار است «دانيل كریگ» در اين فيلم براي سومينبار نقش "جيمز باند" را بازي كند. وي در قسمت قبلي اين فيلم بانام «اندكي آرامش» به كارگرداني «مارك فاستر» نيز نقشآفريني داشت كه ٥٨٦ ميليون دلار فروش جهاني بهدست آورد.
«پيتر مورگان»، خالق آثاري چون «فارست/نيكسون» و «ملكه» نگارش اين پروژه سينمايي را برعهده داشته است.
به گزارش خبرگزاري رويترز، آخرين فيلمي كه «مندس» كارگرداني كرد، «ما به دوردست ميرويم» بود كه تابستان گذشته فقط ١٠ ميليون دلار فروش داخلي بهدست آورد.
ساخت چهارمين قسمت از فيلمهاي تخيلي–داستاني «مرد عنكبوتي» به تعويق افتاد.
كمپاني سوني روز گذشته اعلام كرد، فيلم «مرد عنكبوتي» كه قرار بود فيلمبرداري آن از ماه فوريه آغاز شود، بهزمان ديگري موكول خواهد شد.
درحاليكه گفته ميشود جديدترين پروژه كارگرداني «سام رايمي» به دليل مشكل فيلمنامه متوقف شده است، اما مسوولان اين كمپاني اعلام كردهاند كه به عوامل اين پروژه به دو هفته تعطيلات كريسمس رفتهاند.
به گزارش هاليوود ريپورتر، كمپاني سوني پيشتر نيز در نوامبر 2007 فيلم «فرشتگان و شياطين» را به دليل مشكل فيلمنامه به تعويق انداخته بود.
سوني تاريخ ششم مي 2011 را براي اكران «مرد عنكبوتي 4» تعيين كرده است كه بهنظر ميرسد غيرمحتمل خواهد بود.
در اوج فصل جوایز سینمایی ارزیابی خبرگزاری اسوشیتدپرس نشان میدهد فیلمهای «قفسه درد»، «روی هوا» و «آواتار» بیشترین بخت را برای دریافت جوایز اسکار 2010 دارند.
به گزارش خبرآنلاین، «قفسه درد» به کارگردانی کاترین بیگلو که داستان آن در عراق اتفاق میافتد فیلم محبوب گروههای بسیاری از منتقدان است، اما این فیلم رقبایی هم دارد.
«روی هوا» به کارگردانی جیسن ریتمن با بازی جرج کلونی و «آواتار» جیمز کامرون از دیگر فیلمهایی هستند که میتوانند در بسیاری از رشتهها نامزد اسکار شوند.
با این حال تا هفتم مارس (16 اسفند) و مشخص شدن برندگان هشتاد و دومین دوره جوایز اسکار خیلی چیزها میتواند تغییر کند.
تا پیش از آن، برندگان جوایز انجمن منتقدان فیلم رسانهای، انجمن مطبوعات خارجی هالیوود که بانی جوایز گلدن گلوب است، انجمن بازیگران آمریکا، انجمن تهیهکنندگان آمریکا، انجمن کارگردانان آمریکا و جوایز فیلم مستقل مشخص خواهد شد.
اسامی نامزدهای هشتاد و دومین دوره جوایز اسکار دوم فوریه 2010 (13 بهمن) اعلام میشود.
فهرست زیر شامل نامزدهای احتمالی بخشهای مختلف جوایز اسکار است که با توجه به موفقیت آنها در فصل جوایز سینمایی تهیه شده است.
فیلم: «قفسه درد»، «روی هوا»، «آواتار»، «لعنتیهای بیآبرو»، «پرشس»، «جولی و جولیا»، «500 روز سامر»، «خماری»، «پیچیده است»، «جولی و جولیا»، «9»
ترانه: «می بینمت» از فیلم «آواتار»، «زمستان» از فیلم «برادران»، «خسته» از فیلم «قلب دیوانه»، «میخواهم به خانه بیایم» از فیلم «همه خوبند»، «سینمای ایتالیا» از فیلم «9»
«امي آدامز» از جمعه 7 ژانويه (18 دي) با پروژه سينمايي و كمدي رومانتيك «سال كبيسه» بر پرده سينماها خواهد بود.
فيلم «سال کبيسه» داستان يک زن جوان بنام آنا (امي آدامز ) است که طبق يک برنامهريزي دقيق بر پايه يک سنت ديرينه ايرلندي که به خانمها امكان ميدهد در روز 29فوريه به عشق خود پيشنهاد ازدواج دهند، قصد دارد در اين روز از معشوقه خود تقاضاي ازدواج کند اما همه چيز دست به دست هم ميدهد تا اين اتفاق به شکل ديگري بيفتد .
بنابرپايگاه اطلاع رساني اعلام مووي وب، «سال كبيسه» براساس فيلمنامهاي از«دبورا كاپلان » توسط «تناند توكر» كارگرداني شده و توسط كمپاني فيلمسازي «بند اسپينك» به توزيع و پخش خواهد رسيد.
از ديگر بازيگران اين پروژه سينمايي كه با مدت زمان 125 دقيقه اماده نمايش شده است،ميتوان به «جان ليتگو» و «ادام اسكات» اشاره كرد.
10 فيلم مطرح سينماي «وحشت» كه مخاطبان از اوايل سال 2010 ميلادي به تماشاي آنها خواهند نشست، معرفي شدند.
در سال گذشته ميلادي آثاري چون «سرزمين زامبيها»، «اره 7» و «كينه» در گونه آثار ترسناك، توانستند نظر مساعد مخاطبان را به خود جلب كنند.
بنابر اعلام پايگاه اطلاعرساني مووي وب، در سال 2010 ميلادي آثاري چون «روزشكنها» در قالب فيلمهاي «خونآشامي» از 8 ژانويه (17 دي)، «مرگ گرگنما» با بازي «بنچيودل تورو» از 12 فوريه (23 بهمن) و «جزيره شاتر» از 19 فوريه (30 بهمن) به كارگرداني «مارتين اسكورسيزي» و بازي «لئونارد دي كاپريو» در صدد اين آثار قرار گرفتهاند.
بنابراين گزارش، فيلمهاي «مجانين» از 26 فوريه (7 اسفند)، «فصل ساحره» با بازي «نيكلاس كيج» از 19 مارس (28 اسفند)، فيلم سهبعدي «پيران ها» از 16 آوريل (26 فروردين)، «وحشت در خيابان الم» از 30 آوريل (10 ارديبهشت) در ردههاي بعدي اين فهرست قرار گرفتهاند.
فيلم «روز مادر» از 8 مي (18 ارديبهشت)، فيلم «جونا هكس» از 18 ژوئن (28خرداد) و «غارتگران» به تهيهكنندگي «رابرت رودريگوئز» از 9 جولاي «19تيرماه» از جمله آثار سينماي وحشتاند كه در سال 2010 ميلادي درمعرض تماشاي سينمادوستان قرار ميگيرند.
یک مثل قدیمی هست که در هالیوود هیچکس واقعا اخراج نمیشود و هیچ پروژهای هم برای همیشه نمیمیرد و تازهترین نمونه این مسئله فیلم جدید آنجلینا جولی است.
تابستان سال 2008 پس از آنکه استودیو سونی نتوانست درمورد تریلر جاسوسی «ادوین ای. سالت» با تام کروز به توافق برسد، این پروژه در مسیر دیگری افتاد.
ابتدا سونی قصد داشت فیلم را با بازی کروز و آنجلینا جولی بسازد، اما یکی از عوامل نزدیک به گروه تولید میگوید استودیو به نتیجه رسید جولی بازیگر اصلی «ادوین ای. سالت» باشد.
او توضیح میدهد: «با توجه به میزان دستمزدها به نتیجه میرسید نیازی به دو نفر ندارید. فکر نمیکنم استفاده از دو بازیگر خیلی به نفع باشد.»
بنابراین کورت ویمر فیلمنامه را برای چندمین بار بازنویسی کرد. عنوان «ادوین ای. سالت» نیز به «سالت» تغییر کرد و فیلم در مرحله تولید قرار گرفت. «سالت» 23 جولای در سینماها اکران میشود.
جولی در این فیلم نقش اولین سالت یک افسر سازمان سیا را بازی میکند که به جاسوسی برای روسها متهم میشود. او میگریزد و با استفاده از مهارت خود و سالها تجربه به عنوان یک مامور مخفی میکوشد مشکل را حل کند.
تا پیش از آنکه فیلیپ نویس ویرانههای «سالت» را تحویل بگیرد، دو کارگردان دیگر - پیتر برگ و تری جرج - در مقاطعی به عنوان کارگردان آن مد نظر بودند.
با این حال، آنچه درمورد «سالت» اتفاق افتاد برابر با استانداردهای هالیوود خیلی هم نامعقول نبود.
«مورد عجیب بنجامین باتن» استودیو پارامونت برای راه پیدا کردن به پرده بزرگ سینما مسیری خیلی پرپیچ و خمتر از داستان خود فیلم را طی کرد، سفری که از اواسط دهه 1980 آغاز شد.
کارگردانانی چون اسپایک جونز، گری راس، ران هوارد و فیل آلدن رابینسن در مقاطع زمانی مختلف برای ساخت فیلم انتخاب شدند و استودیوهای مختلف درگیر کار بودند.
با قطعی شدن حضور دیوید فینچر در پروژه، قرار شد تولید «بنجامین باتن» از اکتبر سال 2005 آغاز شود، اما کار بار دیگر به تعویق افتاد چرا که فینچر کار روی «زودیاک» پروژه دیگری از پارامونت را شروع کرده بود.
استیون اسپیلبرگ هم اغلب با پروژههایی سر وکار دارد که سالهاست قرار است مقابل دوربین بروند.
از جمله این پروژهها میتوان به درام «خاطرات یک گیشا» به کارگردانی راب مارشال اشاره کرد که در نهایت به عنوان تهیهکننده با آن همکاری کرد. همین طور «هوش مصنوعی» پروژه مورد علاقه استنلی کوبریک که اسپیلبرگ پس از مرگ کوبریک آن را ساخت.
سال 2010 ممکن است یکی دیگر از پروژههای خاک خورده و مورد علاقه اسپیلبرگ روی پرده برود. این پروژه فیلمی زندگینامهای درباره آبراهام لینکلن است.
در چند سال اخیر نیز تعدادی از فیلمهای برنده اسکار زمانی را در برزخ گذراندهاند. نمونه آن «شکسپیر عاشق» که فیلمنامه آن یک دهه دست به دست میشد و جولیا رابرتز و دانیل دی لوییس از بازیگرانی بودند که به این پروژه آمدند و رفتند.
فيلم تحسينشده «صندوقچه جراحت» عنوان بهترين فيلم سال 2009 سينماي جهان از نگاه انجمن ملي منتقدين فيلم آمريكا را كسب كرد.
انجمن ملي منتقدين فيلم آمريكا در چهلوچهارمين مراسم سالانه خود، فيلم «صندوقچه جراحت» را بهعنوان بهترين اثر سينمايي سال 2009 انتخاب كرد. اين فيلم همچنين عنوان بهترين كارگرداني را براي «كاترين بيگلو» و بهترين بازيگر مرد را براي «جرمي رنر» بههمراه آورد.
«صندوقچه جراحت» كه داستان حضور نظاميان آمريكايي در جنگ عراق است، پيشتر ازسوي انجمن منتقدين فيلم نيويورك و لسآنجلس بهعنوان بهترين فيلم سال انتخاب شده بود.
به گزارش خبرگزاري رويترز، عنوان بهترين بازيگر زن به «يولانده مورو» فرانسوي براي فيلم «سرافين» تعلق گرفت و فيلم «ساعتهاي تابستاني» از فرانسه بهترين فيلم غيرانگليسي سال 2009 شناخته شد.
درخشش سينماگران فرانسوي در جوايز انجمن ملي منتقدين فيلم آمريكا با انتخاب «ساحل اگنس» ساخته «آگنس واردا» فرانسوي بهعنوان بهترين مستند و همچنين انتخاب «مونيكو» بهعنوان بهترين بازيگر نقش مكمل زن براي فيلم «ارزشمند» ادامه يافت.
برادران كوئن براي فيلم «يك مرد جدي» جايزه بهترين فيلمنامه را دريافت كردند.
جديدترين ساخته «جيمز كامرون» پنجمين فيلم تاريخ سينما با فروش بالاي يك ميليارد دلار نام گرفت.
فيلم «آواتار» ساخته «جيمز كامرون» در تعطيلات آخر هفته گذشته توانست مجموع فروش جهاني خود را به بيش از يك ميليارد دلار برساند تا از اين حيث پنجمين فيلم تاريخ سينما نام بگيرد.
اين فيلم از حدود ١٣ هزار سالن سينما در ١١٠ كشور، فروش ١٣٣ ميليون دلار را بهدست آورد تا فروش جهاني آن خارج از آمريكاي شمالي در سومين هفته اكران به ٦٧٠ ميليون دلار برسد.
با احتساب ٣٥٢ ميليون دلار فروش «آواتار» در آمريكا و كانادا، اين فيلم اكنون به فروش ٠١/١ ميليارد دلار رسيده است كه انتظار ميرود با آغاز اكران اين اثر ٣بعدي در چين، بتواند تا رتبه دوم پرفروشترينهاي تاريخ سينماي جهان بالا بيايد. درحال حاضر فقط چهار فيلم در تاريخ سينما فروشي جهاني بيشتر از «آواتار» داشتهاند. «تايتانيك» با فروش ٨٤٢/١ ميليارد دلار همچنان پرفروشترين فيلم تاريخ سينما است و پس از آن «ارباب حلقهها؛ بازگشت پادشاه» با فروش ١١/١ ميليارد دلار، «دزدان دريايي كارائيب؛ گنجينه مرد مرده» با فروش ٠٦/١ ميليارد دلار و
«شواليه تاريكي» با فروش ٠٠١/١ ميليارد دلار در رتبههاي بعدي قرار دارند.
به گزارش خبرگزاري رويترز، «آواتار» يكي از ١٥ نامزد اوليه جايزه اسكار بهترين جلوههاي ويژه است كه ساخت و اكران آن يكي از مهمترين رويدادهاي سال ٢٠٠٩ جهان در عرصه هنر از نگاه انجمن فيلم آمريكا نام گرفته است.
«کوئنتین تارانتینو»، کارگردان برنده نخل طلا درحال نگارش فیلمنامه قسمت دوم «حرامزادههای عوضی» است.
«تارانتینو» که با فیلم «حرامزادههای عوضی» درخشش چشمگیری در سینماهای جهان داشت، اعلام کرده است درحال نوشتن فیلمنامه قسمت بعدی این اثر جنگی است و تاکنون ۴۰ صفحه آن را آماده کرده است.
با این حال او اعلام کرده است، این فیلمنامه نمیتواند پروژه بعدی او باشد و نگارش آن تا ژوئن ۲۰۱۰ ادامه خواهد داشت.
به گزارش مجله نیویورک، خالق «پالپ فیکشن» اظهار کرد: «چنانچه «حرامزادهای عوضی» در فصل جوایز سینمایی بهویژه گلدن گلوب و اسکار موفقیت چشمگیری بهدست آورد، پروژه قسمت دوم را جدیتر ادامه خواهد داد.»
«تارانتینو» اخیرا از ساخت قسمت سوم فیلم «بیل را بکش» خبر داده است که تا سال ۲۰۱۴ آماده نمایش خواهد شد.
نام اين كارگردان در بين فهرست افراد منتخبي حضور دارد كه در آغاز سال جديد ميلادي، موفق به كسب اين عنوان ميشوند. با دريافت لقب شواليه،از اين پس اين كارگردان با نام «سرپيتر جكسن» معرفي خواهد شد. وي در واكنش نسبت به اين مسئله، دريافت لقب شواليه را افتخاري بزرگ براي خود دانست. اهداي لقب شواليه به يكي از شهروندان نيوزيلندي، بالاترين نشان افتخار اين كشور كوچك و سرسبز است. مشابه اين عنوان در كشور انگلستان هم وجود دارد. نيوزيلند كه زماني مستعمره بريتانيا بود، اين سنت را از انگليسيها به ارث برده است. جكسن در مجموعه فيلم سه قسمتي «ارباب حلقهها»، كاراكترهاي اصلي خود را به مركز زمين فرستاد و ماجراجوييهاي زيادي خلق كرد. او كل صحنههاي اين مجموعه را در چشماندازهاي جذاب و طبيعي نيوزيلند فيلمبرداري كرد و با اين كار به معرفي لوكيشنهاي دست نخورده اين كشور پرداخت. وي در همان زمان توليد «ارباب حلقهها» گفت كه براي به تصوير كشيدن قصه كتاب فانتزي «جي آر آر تالكين»، هيچ لوكيشني بهتر از نيوزيلند وجود ندارد. مجموعه فيلم «ارباب حلقهها» از يك سو باعث شهرت بينالمللي پيتر جكسن شد و از سوي ديگر صنعت توريسم نيوزيلند را احيا كرد. جكسن براي قسمت سوم اين فيلم - كه اسكار بهترين فيلم سال را از آن خود كرد - موفق به دريافت جايزه اسكار بهترين كارگردان شد. وي اين روزها در تدارك توليد فيلم دو قسمتي «هابيت» است كه در نيوزيلند فيلمبرداري خواهد شد. اين فيلم پيش درآمدي بر قصه فيلم «ارباب حلقهها» است و براساس قصه كتاب جي آرآر تالكين ساخته ميشود. جكسن به دليل اختلاف با شركت «نيولاين» تهيهكننده فيلم، از كارگرداني آن انصراف داد و حالا فقط مدير توليد آن است. كارگرداني فيلم دو قسمتي «هابيت» را «گييرمو دل تورو» فيلمساز مكزيكي به عهده دارد.
فیلم موزیکال « ٩» از روی نمایشی به همین نام ساخته «راب مارشال» کارگردان فیلم برنده اسکار و موفق« شیکاگو» با وجود عوامل برنده ای چون حضور پنج بازیگر برنده اسکار و ستارگانی چون سوفیا لورن درفیلم نتوانست انتظارات تماشاگران مشتاق تماشای این فیلم را آنچنان که باید برآورده کند و درهفته آغاز نمایش با یک فروش هفت میلیون دلار در ردیف کم فروش ترین فیلم های تازه برروی اکران آمده قرار گرفت.
فیلم که نوعی سرسپاری است به «فدریکو فلینی» کارگردان سرشناس سینمای ایتالیا و بازیگر نقش اول اغلب فیلم های او «مارچلو ماسترویانی»، با شرکت «دنیل دی لوئیس» بازیگربرنده اسکارایرلندی تبار درنقش فلینی و گروهی از مطرح ترین ستارگان سینمای هالیوود و جهان از جمله پنه لوپه کروز، ماریون کوتیلار، نیکول کیدمن، جودی دنچ و حتی سوفیالورن که برای نخستین بار پس از سال ها در این فیلم در نقش مادر فلینی ظاهر می شود، نتوانست توجه منتقدین و تماشاگران سینما را به خود جلب کند.
دنیل دی لوئیس در فیلم «٩ » نقش یک فیلمساز معروف ایتالیایی دهه شصت میلادی به نام «گوئیدو کونتینی» را بازی می کند که درشرف ساختن تازه ترین فیلم سینمایی خود، لحظه ای از هجوم خبرنگاران و دوربین های «پاپاراتزی» رهایی ندارد. کارگردان که هیچ ایده خاصی برای ساختن این فیلم تازه ندارد می کوشد از پاسخ به پرسش های خبرنگاران کنجکاو در مورد جزئیات فیلم طفره برود.
«گوئیدو» به صورت شخصیت محوری فیلم در لحظات تنهایی در یک استودیوی خالی فیلمبرداری به دنیای خیالی و فانتزی موزیکالی وارد می شود که در آن زنان متعددی که در طول دوران زندگی شناخته و یا در زندگی او حضوری بارز داشته اند از جمله مادردرگذشته اش (سوفیا لورن) و طراح لباس های فیلم هایش (جودی دنچ) حضور دارند. کم کم «گوئیدو» با الهام گرفتن از این زنان و از زندگی گذشته و حال خود مشکل عدم خلاقیتی که در وجودش رخنه کرده است را حل می کند ودرآخرین نمای فیلم نهایتا«کودک درون» خود را به آغوش می کشد، پشت یک دوربین متحرک می نشیند وکارگردانی یک فیلم موفق دیگر را آغاز می کند!
دیوید جرمن ،منتقد سینمایی آسوشیتد پرس می نویسد:« مشکل می توان برای شخصیت گوئیدو که موقتا دچارانسداد خلاقه شده احساس ترحم کرد. مردی که همه جا با استقبال و احترام مردم روبروست و همه می خواهند از او مواظبت و مراقبت کنند. مردی با همسری بی نهایت زیبا(ماریون کوتیلار) و معشوقه ای خوشگل (پنه لوپه کروز) که زنان زیبای دیگری از جمله یک خبرنگارآمریکایی (کیت هادسن) و ستاره فیلم های معروف او (نیکول کیدمن) او را با عشق و سکس و محبت احاطه کرده اند! مردی که همه چیز دارد. هم معروفیت ومحبوبیت حرفه ای وهم عشق و توجه احساسی ازسوی زنان زیبا!»
زنان درفیلم تازه «راب مارشال» یک باردیگر از میان زیباترین و دل انگیزترین ستارگان مطرح روز درحالتی اغلب نیم عریان انتخاب شده اند. پنه لوپه کروز درنقش معشوقه گوئیدو، یکی از داغ ترین رقص های عریان روی پرده سینما را درفیلم ارائه می دهد. نیکول کیدمن درنقش یک «الهه عشق موطلائی» نقش بدل «آنیتا اکبرگ» سوئدی، ستاره فیلم معروف فدریکو فلینی ، «هشت و نیم» را ایفا می کند .
نیکول کیدمن که سابقه شرکت او در فیلم های موزیکال به ایفای نقش در فیلم «مولن روژ» و خواندن آهنگ های این فیلم با صدای خود باز می گردد در فیلم « ٩» نیز هنر آوازخوانی خود رابه بهترین نحوممکن به نمایش گذاشته است. «فرگی» خواننده گروه «بلک آید پیز»Black Eyed Peas هم درنقش یک نماد عریانی درفیلم ظاهرمی شود. زنی کولی که دوران کودکی «گوئیدو» یا شخصیت فلینی درفیلم با رقص های هوس انگیز و شهوانی او رنگ خورده است. شهوانیتی که به ویژه در فیلم های نخستین فدریکوفلینی به خوبی نمایان است.
رقص«کیت هادسن» که نتوانسته است ابعاد یک اجرای موزیکال را به خوبی در فیلم انعکاس دهد در نقش یک خبرنگارعریان آمریکایی در بخشی از فیلم تماشاگر را به یاد برنامه های تلویزیونی قدیمی «روهان و مارتین» می اندازد. برنامه هایی که در دهه شصت میلادی با شرکت مادر کیت(گلدی هاون) که یک بیکینی تنگ و چسبان می پوشید اجرا می شد!
مایکل تولکین و آنتونی مینگلا (کارگردان فیلم بیمار انگلیسی که سال گذشته براثرابتلا به سرطان درگذشت) فیلمنامه فیلم «٩» را نوشته اند. فیلمنامه ای که بیشتر جزئیات آن از تکه کلام های خود فلینی گرفته شده است و درلابلای رقص ها و آوازها گاه بی اثر و نابجا به نظر می رسد.
کنت توران، منتقد سینمایی لس آنجلس تایمز می نویسد:«قطعات موزیکالی که بین دیالوگ ها قرارگرفته اند اغلب ارتباطی با جریان اصلی داستان فیلم ندارند و مثل وصله های ناجوری هستند که به روند تماشای فیلم لطمه می زنند. به نظرمی رسد هریک از این ستارگان زیبا منتظرند تا به نوبت روی صحنه بروند و قطعه موزیکال خود را به صورتی وظیفه مانند اجرا کنند.»
«ماریون کوتیلار» بازیگر برنده اسکاری که درفیلم«زندگی گل سرخ» نقش ادیت پیاف را ایفا کرد درفیلم تازه «راب مارشال» نقش همسر«گوئیدو» را بازی می کند و شاید به همین جهت است که فرصتی یافته تا دو ترانه بخواند. نقش محوری کوتیلار و بازی درخشان او درواقع یکی از بهترین بازی های فیلم به شمار می رود. بازی درنقش همسری شکست خورده، غمگین و گاه حتی مالیخولیایی.
مجله هنریVariety چاپ لس آنجلس درباره نقش ماریون کوتیلار درفیلم «٩» می نویسد:«مهارت کوتیلار درارائه این شخصیت به تماشاگر نشان می دهد که چگونه ایفای نقش یک زن افسرده ، شکست خورده و وارسته از اغفال وشیفتگی می تواند به مراتب جذاب تر و تاثیر گذارتر از اندام نیم عریان، نوسان سازو پرزرق و برق ستارگان زیبای فیلم باشد.»
ساخت و اكران فيلم «آواتار» ساخته «جيمز كامرون» درميان مهمترين رويدادهاي سال 2009 جهان در عرصه هنر قرار گرفت.
انجمن فيلم آمريكا روز گذشته فهرست مهمترين رويدادهاي هنري و سينمايي سال 2009 را اعلام كرد كه ساخت فيلم «آواتار» يكي از اين رويدادها نام گرفته است.
انجمن فيلم آمريكا، فيلم سهبعدي «آواتار» را نقطه عطف انقلاب فيلمسازي «جيمز كامرون» توصيف و اعلام كرد، تركيب بيان داستان و فناوري بصري در اين فيلم، تاثيرات شگرفي بر آينده دنياي فيلم خواهد داشت.
اين فيلم كه اخيرا بهترين فيلم سال 2009 از نگاه انجمن منتقدين فيلم نيويورك نام گرفته است، نامزد اوليه جايزه اسكار بهترين جلوههاي ويژه بهشمار ميرود.
به گزارش خبرگزاري رويترز، شكوفايي صنعت فيلم هاليوود و فروش كلي بيش از 10 ميليارد دلار در گيشهي سينماهاي آمريكا و كانادا بهعنوان ديگر اتفاق مهم سال 2009 معرفي شده است.
همچنين مرگ ناگهاني «مايكل جكسون»، خواننده و ستاره موسيقي آمريكا در ماه ژوئن از ديگر رويدادهاي مهم سال محسوب ميشود.
ده كاراكتر مطرح تاريخ سينما انتخاب و معرفي شدند و «ويليام هولدن» ايفاگر نقش «جوي گيليس» در فيلم «سانست بلوار: افول يك ستاره» محصول 1950 به كارگرداني «بيلي وايلر» در صدر اين فهرست ايستاد.
«بوروس ويليس» ايفاگر نقش «دكتر مالكوم كروو» در فيلم «حس ششم» به كارگرداني «ام نايت. شيامالان» محصول 1999 در رتبه دوم ايستاده است.
بنابر اعلام پايگاه اطلاعرساني مووي وب، «ري ليوتا» بازيگر نقش «شوئلس جوجكسون» در فيلم «روياهاي خرابشده» محصول 1989، «گريفين دون» ايفاگر نقش «جك گودمن» در فيلم «يك آمريكايي در لندن» 1981 ميلادي به همراه «وارن بيتي» ايفاگر نقش «جو پندلتون» در فيلم «بهشت ميتواند منتظر باشد» رتبه هاي بعدي بهترين كاراكترهاي سينمايي را به خود اختصاص دادهاند.
«بيل كاسبي» ايفاگر نقش اليوت سوپر در فيلم «پدر روح» 1990، «تري كايسر» ايفاگر شخصيت «برني لومكس» در فيلم «پايان هفته برينه» 1989، «ريچارد دريفوس » بازيگر«پت سانديچ» در فيلم «هميشه» محصول 1989، «آلبرت بروكز» (دنيل ميلر) در فيلم «براي زندگي مبارزه كن» (1991) و« پاتريك سوايز» (سام ويت) در فيلم روح 1990 در رتبههاي پاياني اين فهرست ايستادهاند.
عنوان موفقترين و پردرآمدترين كمپاني فيلم سينماي جهان در سال ٢٠٠٩ به "برادران وارنر" رسيد.
كمپاني "برادران وارنر" در سال ٢٠٠٩ بيشترين حجم فروش را از بابت توليدات سينمايياش بهدست آورد تا موفقترين كمپاني فيلم سينماي جهان نام بگيرد.
مجموع فروش داخلي محصولات اين كمپاني امسال به ٩٩/٢ ميليارد دلار رسيد كه ٢٠ درصد از كل فروش هاليوود را تشكيل مي دهد.
«هريپاتر و شاهزاده نيمهاصيل» با فروشي بيش از ٦٠٠ ميليون دلار، سهم عمدهاي در فروش چشمگير كمپاني برادران وارنر داشته است.
به گزارش هاليوود ريپورتر، در رتبه دوم پردرآمدترين كمپانيهاي فيلم، "پارامونت" با مجموع فروش ٤٤/١ ميليارد دلار قرار دارد كه ١٤ درصد از سهم كلي فروش هاليوود را به خود اختصاص داده است.
كمپاني "سوني" با فروش ٤٣/١ ميليارد دلار و كمپاني "فاكس" با فروش ٢٥/١ ميليارد دلار ديگر كمپانيهاي موفق سال ٢٠٠٩ سينماي جهان بودهاند.
غافلگيرانهترين فيلمهاي سال ٢٠٠٩ كه با داشتن كمترين صحنه اكشن وهيجانانگيز توانستهاند، مخاطبان خود را شگفتزده (سورپرايز) كنند، انتخاب و معرفي شدند. مستند «رژه پنگوئنها» و «ميليونر زاغهنشين» از جمله معروفترين آثار اين فهرست هستند و اين آثار در هاليوود عنوان (Sleeper) به خود ميگيرند.
فيلم «فعاليت فوق طبيعی» محصول ٢٠٠٩ كمپاني پارامونت با بودجه ١٥ ميليون دلار و فروش ١٠٧ ميليون دلار، رتبه نخست اين فهرست را به خود اختصاص داده است.
بنابر اعلام رويترز، فيلم «ديناميت ناپلئون» محصول ٢٠٠٤ پارامونت وفوكس با بودجه ٤٠٠ هزار دلاري و فروش ٤٤ ميليون دلار به همراه «عروسي پر ريخت وپاش يوناني من» محصول ٢٠٠٢ شركت فيلمسازي (IFC) با بودجه ساخت ٥ ميليون دلار و فروش ٢٤١ ميليون دلار رتبههاي دوم و سوم اين فهرست را به خود اختصاص دادهاند.
«اره» محصول شركت «ليونزگيت» با بودجه ٢/١ ميليون دلار و فروش ٥٥ ميليون دلار به همراه فيلم «جونو» محصول ٢٠٠٧ «فوكس» با بودجه ساخت ٥/٧ ميليون دلار و فروش ١٤٣ ميليون دلار رتبههاي سوم تا پنجم غافلگيركنندهترين آثار سينماي جهان قرار گرفتهاند.
«فيلم: كلهخر» محصول ٢٠٠٢ پارامونت با بودجه ٥ ميليون دلار و فروش ٦٦ ميليون دلار، «رژه پنگوئنها» محصول ٢٠٠٥ «نشنال جئوگرافيك» با بودجه ٨ ميليون دلار و فروش ٧٧ ميليون دلار، «ميليونر زاغهنشين» محصول ٢٠٠٨ فوكس با هزينه ساخت ١٥ ميليون دلار و فروش ١٤١ ميليون دلار، «خاطرات يك زن ديوانه سياه پوست» محصول ٢٠٠٥ ليونزگيت با بودجه ٥/٥ ميليون دلار و فروش ٥٠ ميليون دلار به همراه «ببرخيزان، اژدهاي پنهان» رتبههاي ششم تا دهم اين فهرست را به خود اختصاص دادهاند.
سياسيترين فيلمهاي دههي اخير سينماي جهان انتخاب و معرفي شدند و در صدر اين فهرست فيلم «وي به نشانه انتقام» به كارگرداني (جيمز مكيتگ) خالق آثاري چون «ماتريكس و شهر تاريك» قرار گرفت.
به نقل از نشريهي اينترنتي «پلوتيك» فيلم بريتانيايي «ملكه» كه با بازي «هلن ميرن» نامزد دريافت جايزهي اسكار نيز بود، به همراه فيلم «در لوپ» ساختهي «آرماندو يانوچي» رتبههاي دوم و سوم اين فهرست را به خود اختصاص دادهاند.
بنابراين گزارش فيلم «شب بخير و موفقباشي» به كارگرداني «جورج كلوني» به همراه مستند «سيكو» اثر «مايكل مور» در رتبههاي چهارم و پنجم سياسيترين آثار دردهه اول هزارهي سوم قرار گرفتهاند.
فيلم انيميشن «پرسپوليس» ساختهي «مرجان ساتراپي»، «فارست/ نيكسون» به كارگرداني «ران هوارد» و «نان و گلسرخ» ساختهي «كن لوچ» با بازي «آدريان برودي» و فيلم «فرزندان بشر» اثر «آلفونز و كارون» به همراه «ديدهبانان» به كارگرداني «زاك اسنايدر» رتبههاي ششم تا دهم سياسيترين فيلمهاي دههي اخير سينما را به خود اختصاص دادهاند.
فيلمهايي چون «جزيره شاتر» به كارگرداني «مارتين اسكورسيزي» و بازي «لئونارد دي كاپريو» از جمله آثار مطرحي هستند كه سال آينده (2010 ) ميلادي، اكران بينالمللي و گسترده خود را آغاز ميكنند.
فيلم «منطقه سبز» با موضوع جنگ عراق از محصولات كمپاني «يونيورسال پيكچرز» با بازي «مت ديمون» و تريلر «روز شكنها» با بازي «اتان هاك» و «ويليام دافئو» به همراه فيلم «مرد گرگنما» محصول كمپاني «يونيورسال پيكچرز» از جمله آثار مطرحي خواهند بود كه سال آينده در گونه درامهاي خونآشامي در معرض تماشاي مخاطبان قرار ميگيرند.
بنابر اعلام نيويورك تايمز، فيلمهاي «خيابان وال استريت 2» ساخته «اليوراستون » و«طغيان در جواني» محصول كمپاني «وينستين» با حضور «مايكل كرا» از ديگر آثار مطرحي خواهند بود كه سينمادوستان از اكنون مشتاق ديدن آن هستند.
فیلم مجلل و سهبعدی «آواتار» ساخته جیمز کامرون در دومین هفته اکران نیز صدرنشین بازار جهانی شد و مجموع فروش خود را پس از 10 روز به 3/617 میلیون دلار رساند.
فیلم جدید سازنده «تایتانیک» این هفته در بازار آمریکای شمالی و 108 کشور دیگر در سطح بینالمللی 220 میلیون دلار فروخت و در هر دو بازار صدرنشین شد.
در همین حال به خاطر موفقیت دو فیلم تازه اکران شده «آلوین و سنجابها: دنباله» و «شرلوک هلمز» رکورد جدیدی در بازار آمریکای شمالی حاصل شد.
«آواتار» در آمریکا در 3456 سینما 75 میلیون دلار فروخت و برای دومین هفته پیاپی بالاتر از دیگر فیلمها در صدر جدول قرار گرفت.
مجموع فروش این فیلم بسیار پرهزینه در آمریکا در هفته دوم اکران 3/212 میلیون دلار شده است.
به گفته استودیو فاکس قرن بیستم توزیعکننده «آواتار»، این فیلم در سطح بینالمللی هم بجز در هند در تمام بازارها فیلم اول هفته شد.
«آواتار» با تنها از دست دادن 12 درصد تماشاگران خود در مقایسه با هفته در 14844 سینما در سطح بینالمللی 145 میلیون دلار فروخت.
مجموع فروش فیلم در این بازار 405 میلیون دلار و با احتساب بازار آمریکا 3/617 میلیون دلار شده است.
«آواتار» تلفیقی از فیلم زنده و انیمیشن کامپیوتری است. داستان فیلم در سیارهای بیگانه روی میدهد که انسانها قصد چپاول منابع طبیعی آن را دارند.
در همین حال فیلم اکشن «شرلوک هلمز» ساخته گای ریچی فیلمساز بریتانیایی در اولین هفته نمایش در 3626 سینما در آمریکا 4/65 میلیون دلار به دست آورد و فیلم دوم شد.
رابرت داونی جونیر در این فیلم به نقش کارآگاه افسانهای مجموعه داستانهای سر آرتور کانن دویل ظاهر شده و جود لاو نقش دکتر واتسون، وردست هلمز را بازی میکند.
داستان درباره تلاش هلمز و واتسون برای خنثی کردن نقشههای دشمنی است که وجود او تهدیدی برای انگلستان است.
«شرلوک هلمز» در سطح بینالمللی هم موفق بود و با 26 میلیون دلار فروش در 2454 سینما در 17 بازار در رده سوم قرار گرفت. مجموع فروش جهانی فیلم 4/91 میلیون دلار شده است.
ریچی کارگردان فیلمهای اکشن چون «قفل، انبار و دو بشکه باروت» و «ربودن» است.
رده سوم جدول فروش آمریکا و رده دوم بازار بینالمللی از آن «آلوین و سنجابها: دنباله» به کارگردانی بتی تامس شد که تلفیقی از فیلم زنده و انیمیشن و دنباله فیلم سال 2007 «آلوین و سنجابها» است.
این فیلم در آمریکا در 3700 سینما 2/50 میلیون دلار و در سطح بینالمللی در 42 کشور و 5492 سینما 5/36 میلیون دلار به دست آورد.
جیسن لی و دیوید کراس از بازیگران و جاستین لانگ، متیو گری گابلر و جسی مکارتی از صداپیشههای «آلوین و سنجابها: دنباله» هستند.
در فیلم جدید آلوین، سایمن و تئودور به مدرسه بازمیگردند تا در مسابقه گروههای موسیقی مدرسه شرکت کنند و ...
رکورد جدید در بازار آمریکای شمالی به لطف موفقیت سه فیلم پرفروش هفته، مجموع فروش 12 فیلم صدرنشین به 278 میلیون دلار رسید.
به این ترتیب رکورد 261 میلیون دلار فروش جولای 2008 شکسته شد که به خاطر فروش بسیار خوب «شوالیه تاریکی» بود.
در همین حال پیشبینی شده تا پایان دسامبر مجموع فروش فیلمها در آمریکا رقمی در حدود 5/10 میلیارد دلار شود که 9 درصد بیشتر از سال 2008 است.
ضمنا پیشبینی شده با وجود افزایش قیمت بلیتهای سینما، تعداد بلیتهای فروخته شده در سال 2009 حدود پنج درصد بیشتر از رکورد 4/1 میلیارد پارسال شود.
کمدی رومانتیک «پیچیده است» به کارگردانی نانسی مایرز دیگر فیلمی بود که از این هفته در سینماهای آمریکا به طور گسترده اکران شد.
این فیلم در 2887 سینما 1/22 میلیون دلار فروخت و در رده چهارم قرار گرفت. مریل استریپ، الک بالدوین و استیو مارتین در «پیچیده است» بازی کردهاند.
داستان درباره زنی با بازی استریپ است که در جشن فارغالتحصیلی پسرش، جیک همسر سابق (بالدوین) خود را میبیند و در ادامه با یک آرشیتکت (مارتین) آشنا میشود.
مایرز سازنده فیلمهایی چون «دام والدین»، «آنچه زنان میخواهند»، «چیزی برای گرفتن و دادن» و «تعطیلات» است.
در مقابل موزیکال «9» به کارگردانی راب مارشال در اولین هفته اکران گسترده در 1412 سینما تنها 5/5 میلیون دلار فروش داشت و فیلم هشتم آمریکا شد.
دانیل دی لوییس، ماریون کوتیار، پنهلوپه کروز، نیکول کیدمن، جودی دنچ، کیت هادسن و سوفیا لورن در این فیلم نقشآفرینی کردهاند و داستان درباره مشکلات شخصی و حرفهای یک کارگردان معروف سینماست.
«روی هوا» به کارگردانی جیسن ریتمن با بازی جرج کلونی هم در اولین هفته اکران گسترده در 1895 سینما 7/11 میلیون دلار فروخت و به رده پنجم رفت.
اعضاي اين انجمن جايزه بهترين كارگردان سال را نيز به «كاترين بيگلوـ كارگردان اين فيلم دادند. در رشته بهترين بازيگران مرد و زن، جورج كلوني و مريل استريپ موفق به دريافت اين جايزه شدند. اين جوايز براي فيلمهاي «بالا در آسمان» و «جولي و جوليا» به اين دو بازيگر اهدا شد. همچنين كريستف بالتز و مو نيك جوايز بهترين بازيگران مرد و زن نقش مكمل اين انجمن را از آن خود كردند. اين جوايز براي فيلمهاي «پدرسوختههاي لعنتي» و «گرانبها» به اين دو بازيگر داده شد. نكته جالب در انتخابهاي انجمن منتقدان اوكلا هاما اين است كه آنها بدترين فيلم سينماي آمريكا را نيز انتخاب كردهاند و اين اقدامي است كه ديگر انجمنهاي منتقدان سينماي آمريكا تا قبل از اين آن را انجام ندادهاند. اعضاي اين انجمن جايزه بدترين فيلم سال را به قسمت دوم اكشن ماجراجويانه «تغييرشكل دهندگان» دادند. اين فيلم با فروشي بالاي 400 ميليون دلار لقب پرفروشترين سال سينماي آمريكا را به خود اختصاص دادند. انتخابهاي انجمن منتقدان اوكلاهوما بسيار شبيه انتخابهاي تعداد زيادي از ديگر انجمنهاي منتقدان سينماي آمريكا بوده است. «گنجه درد» يك درام ضد جنگ است كه قصه آن در كشور عراق پس از سقوط صدام و حضور نيروهاي آمريكايي در آن اتفاق ميافتد. اين قصه درباره گروهي از نظاميان آمريكايي متخصص خنثي كردن بمب است كه در داخل عراق با مسائل و مشكلاتي روبرو ميشوند. بسياري از تحليلگران سينمايي پيشبيني ميكنند كه «گنجه درد» جوايز اصلي مراكز اسكار را از آن خود كند. رقيب اصلي اين فيلم در مراسم اسكار كمدي درام «بالا در آسمان» ساخته جيسون ريتمن است. منتقدان اوكلاهوما جوايز خود را طي مراسم خاصي به برگزيدگان خود اهدا كردند.
فیلم اکشن «شرلوک هلمز» با بازی رابرت داونی جونیر به نقش کارآگاه افسانهای روز جمعه با 9/24 میلیون دلار رکورد بهترین فروش روز کریسمس در تاریخ سینما را شکست.
به گزارش ورایتی، «شرلوک هلمز» به کارگردانی گای ریچی اولین فیلم این فیلمساز بریتانیایی است که در بازار آمریکای شمالی به طور گسترده اکران شده است.
این فیلم که در 3626 سینما روی پرده رفته است به راحتی توانست رکورد بهترین فروش روز اول فیلمی از ریچی را بشکند که با فیلمهای اکشن چون «قفل، انبار و دو بشکه باروت» 1998 و «ربودن» 2000 شهرت دارد.
10 فیلم پرفروش کریسمس امسال در مجموع 9/82 میلیون دلار به دست آوردند که در مقایسه با کریسمس 2008 که به روز پنجشنبه افتاده بود، 24 درصد و در مقایسه با جمعه پارسال در چنین روزی 31 درصد بیشتر است.
«شرلوک هلمز» با بودجهای حدود 100 میلیون پوند ساخته شده و نقش دکتر واتسون، وردست شرلوک هلمز در فیلم را جود لاو بازی میکند.
فیلم افسانه علمی «آواتار» ساخته جیمز کامرون در دومین جمعه نمایش 12 درصد تماشاگران خود را از دست داد و در 3456 سینما 5/23 میلیون دلار فروخت. مجموع فروش فیلم پس از هشت روز به حدود 8/160 میلیون دلار رسیده است.
فیلم زنده / انیمیشن «آلوین و سنجابها: دنباله» که از چهارشنبه پیش در سینماهای آمریکا اکران شده، روز جمعه در 3700 سینما 5/14 میلیون دلار به دست آورد.
مجموع فروش این فیلم در سه روز اول اکران رقمی در حدود 4/41 میلیون دلار بود. «آلوین و سنجابها» فیلم قبلی این مجموعه سینمایی دو سال پیش در هفت روز 9/55 میلیون دلار فروخت.
کمدی رومانتیک «پیچیده است» به کارگردانی نانسی مایرز هم در اولین روز اکران در 2887 سینما 1/7 میلیون دلار فروخت و فیلم چهارم شد.
مریل استریپ، الک بالدوین و استیو مارتین در فیلم جدید مایرز بازی کردهاند که سازنده فیلمهایی چون «دام والدین»، «آنچه زنان میخواهند»، «چیزی برای گرفتن و دادن» و «تعطیلات» است.
«روی هوا» با بازی جرج کلونی که تا هفته قبل تنها در چند سینما در حال اکران بود، از این هفته در 1895 سینما روی پرده رفت و با 7/3 میلیون دلار فروش فیلم پنجم روز جمعه شد.
«گاي ريچي» سال گذشته كاملا بر روي فيلم آخرش «شرلوك هلمز» متمركز شد. بنا بر اين گزارش، «رابرت داونيجونيور» و «جود لاو» دو بازيگر اصلي اين اثر هستند كه به گفته ريچي وجودشان از جمله انگيزههاي او براي ساخت فيلم بوده است. او رابطهاش را با اين دو بازيگر بسيار دوستانه توصيف كرد و اشاره كرد كه فيلم حاصل همكاري هر سه نفر آنهاست. «گاي ريچي» از كودكي شيفته سري داستانهاي كارآگاهي «آرتور كنان دويل» بوده است، او در اين خصوص اشاره كرد كه با داستانهاي كارآگاهي چون شرلوك هلمز از كودكي آشناست و هميشه دوست داشته اثري مربوط به ادبيات خود انگلستان بسازد. شرلوك هلمز كه با هزينه حدود 80 ميليون دلاري ساخته شده، از فردا 24 دسامبر در سراسر جهان اكران عمومي خواهد شد و نمايش خود را در كرواسي، هنگكنگ، مالزي، پرتغال، سنگاپور، كره شمالي شروع ميكند ضمن اين كه نمايش آمريكايي فيلم نيز از 25 دسامبر شروع ميشود و طي 4 روز آينده، در 30 كشور ديگر نيز روي پرده خواهد رفت.
مراسم جوايز اتحاديه تبليغاتگران هاليوو در بيانيه رسمي كه روز گذشته صادر شد، «جيمز كامرون» را شايسته دريافت اين جايزه اعلام كرد. بنابراين گزارش، جايزه اتحاديه تبليغات هاليوود كه «مرد نمايش بزرگ صنعت سينما» نام دارد در چهل و هفتمين دوره مراسم سالانه جوايز تبليغاتگران هاليوود كه روز پنجم مارس در لس آنجلس برگزار ميشود، جايزه خود را به فرد برگزيده اهدا ميكند. اهداي اين جايزه در زماني صورت ميگيرد كه فيلم جديد اين فيلمساز به نام «آواتار» بعد از 12 سال دوري از دنياي سينما به روي پرده رفته است. مسئولان اين اتحاديه به دليل اينكه كامرون توانسته در فيلمهاي خود فانتزي و واقعيت را در هم بياميزد و فيلمهاي تازهاي را خلق كرده و در معرض ديد تماشاگران سينما در سراسر جهان قرار دهد، انتخاب كردهاند. تحليلگران سينمايي ميگويند به احتمال زياد اكران عمومي فيلم جديد جيمز كامرون در اهداي جايزه وي بيتاثير نبوده است. جيمز كامرون در طول 20 سال فعاليت سينمايي خود تعدادي از مطرحترين و پرفروشترين فيلمهاي تاريخ سينما را كارگرداني كرده است كه از جمله اين فيلمها ميتوان به 2 قسمت اول و دوم فيلم ترميناتور و قسمت دوم فيلم «ديوانه» اشاره كرد. همچنين «تايتانيك» ساخته قبلي جيمز كامرون با فروشي 600 ميليون دلاري لقب پرفروشترين فيلم سينمايي تاريخ سينماي آمريكا را از آن خود كرده است كه 12 سال پيش به نمايش عمومي درآمد. در طول اين سالها جيمز كامرون هيچ فيلم جديد بلند سينمايي را كارگرداني نكرد و فقط به ساخت چند فيلم مستند اكتفا كرد. آواتار كه هفته گذشته در سينماهاي آمريكاي شمالي اكران عمومي شد، توانست در 3روز اول نمايش خود بيش از 77 ميليون دلار فروش كند. اتحاديه تبليغاتگران هاليوود كه جايزه امسال خود را به جيمز كامرون ميدهد همچنين اعلام كرد كه «ارنست بورگناين» بازيگر قديمي سينما را براي دريافت جايزه ويژه اين اتحاديه انتخاب كرده است. اين جايزه به خاطر يك عمر فعاليت پرثمر هنري به اين بازيگر قديمي سينما اهدا ميشود.
بهترين فيلمهاي علمي تخيلي سينماي جهان در دهه اخير معرفي شدند و «هوش مصنوعي» محصول سال 2001 به كارگرداني «استيون اسپيلبرگ» در صدر اين فهرست ايستاد.
درام تريلر«باستاني» به كارگرداني «شين كاروث» و محصول سال 2004 كه درباره دو نفر كه با اختراع يك ماشين زمان زندگي خود را براي هميشه دگرگون شده مييابند، رتبه دوم اين فهرست را به خود اختصاص داده است.
فيلم «داني داركو» به كارگرداني «ريچارد كلي» محصول 2001 با بازي «جيك گيلنهال» كه برخورد انسان با يك خرگوش – انسان غول پيكر به نام «فرانك» را روايت مي كند،رتبه سوم بهترين فيلمهاي علمي تخيلي دهه اخير را كسب كرده است. «فرزندان بشر» به كارگرداني «آلفونزو كائوران» محصول سال 2006 به همراه تريلر اقتباسي «جاده» به كارگرداني «جان هيل كاوت» و بازي «ويگو مورتنسن» محصول 2009 و فيلم «ماه» محصول 2009 به كارگرداني «دانكن جونز» رتبههاي چهارم تا ششم را به خود اختصاص دادهاند. بنابراين گزارش، «جنگ دنياها» به كارگرداني «استيون اسپيلبرگ» محصول 2005، فيلم «طلوع خورشيد» به كارگرداني «دني بويل»، «پرستيژ» ساخته «كريستوفر نولان» و «جعبه» ساخته «ريچارد كلي» رتبههاي آخر ليست بهترين فيلمهاي علمي -تخيلي دهه اخير را درسينما كسب كردهاند.
لئوناردو دي كاپريو ميگويد همكاري با يك فيلم انيميشني، زندگي هنري و حرفهاي او را وارد يك مرحله جديد ميكند. اين بازيگر قرارداد همكاري با انيميشن كامپيوتري «نگهبانان» را امضا كرد. او در اين فيلم كه محصول جديد كمپاني دريم وركز است، به جاي كاراكتر اصلي قصه صحبت ميكند.
اين انيميشن با نگاهي به قصه يك كتاب 5 جلدي ساخته ميشود و هر قسمت آن داراي يك ابرقهرمان مهربان و استثنايي است. اين ابرقهرمانها در هر قسمت كتاب به كمك گروهي از بچههاي مبارز ميآيند تا با شخصيت شرور قصه مبارزه كنند. ابرقهرمان قسمت اول جك فراست است كه دي كاپريو صداي خود را به او قرض ميدهد. اين اولين كار انيميشن دي كاپريو است و به همين دليل، او در اين رابطه بشدت هيجانزده است. او ميگويد: «تا قبل از اين فقط از همكارانم ميشنيدم كه از كار خود در فيلمهاي انيميشن راضي هستند و آن را يك تجربه تازه در سبك كاري خود ميدانند. حالا با چنين احساسي، من دارم اولين كار انيميشنام را انجام ميدهم. از اين حركت تازه خيلي خوشحالم. البته در طول سالهاي گذشته خيلي دلم ميخواست صدايم را در اختيار يك فيلم انيميشن قرار دهم. ولي هيچ وقت فرصت آن پيش نيامد. در عين حال، دلم ميخواست با يك كار انيميشن قوي و در عين حال اورژينال كار كنم. «نگهبانان» دقيقا همان چيزي است كه من ميخواهم. البته من فقط در قسمت اول فيلم با اين پروژه همكاري دارم. ولي اين يك شروع خوب براي ادامه همكاريام با ديگر پروژههاي انيميشني است. دي كاپريو براي سال جديد ميلادي درام دلهرهآور «جزيره شاتر» را روانه پرده سينماها ميكند. اين فيلم همكاري مشترك تازه او با فيلمساز مورد علاقهاش مارتين اسكورسيزي است.
جاني دپ ميگويد هريك از دو پروژه مهم سينمايي وي زودتر آماده توليد شود، وي بازي در آن فيلم را شروع خواهد كرد. در شرايطي كه تهيهكنندگان قسمت چهارم مجموعه فيلم «دزدان دريايي كارائيب» در كمپاني والتديزني گفتهاند پيش توليد آن را آغاز كردهاند امير كاستاريكا فيلمساز موفق و مسلمان بوسنيايي هم خبر از توليد فيلم تازهاي با اين بازيگر درباره پانچوويلا انقلابي كلاسيك مكزيك داده است. هيچيك از طرفين تاريخ دقيق زمان فيلمبرداري محصولات خود را اعلام نكردهاند.
اما برخي از رسانهها ميگويند احتمال اينكه درام تاريخي «پانچوويلا» زودتر از «دزدان دريايي كارائيب 4» جلوي دوربين برود بيشتر است. دولت مكزيك حمايت مادي و معنوي خود از پروژه پانچوويلا را اعلام كرده و قرار است كل صحنههاي آن در همين كشور فيلمبرداري شود. كاستاريكا هم اين روزها كارگرداني فيلم تازهاي را در دستوركار خود ندارد و به همين دليل، بعيد نيست كليد فيلمبرداري فيلم همين روزها زده شود. مسوولان مكزيكي ميخواهند كار توليد فيلم هرچه زودتر شروع شود. فيلم به زبان انگليسي ساخته ميشود تا بينندگان بينالمللي بيشتري داشته باشد. فيلمنامه پانچوويلا براساس قصه يك كتاب موفق و پرخواننده نوشته شده است. در قصه كتاب، پانچوويلا در دوران جواني خود به عنوان يك رابينهود مكزيكي معرفي شده كه از ثروتمندان ميدزديد و به فقرا ميداد. كاستاريكا ميگويد فيلم او چهره تازهاي از اين كاراكتر معروف تاريخي را ارائه خواهد كرد. چهرهاي كه تا قبل از اين كمتر معرفي شده است.
اما جاني دپ ميگويد نقش جك اسپارو دزد دريايي مهربان مجموعه «دزدان دريايي كارائيب» چندان هم از كاراكتر وي در «پانچوويلا» دور نيست. به دنبال كنارهگيري گور وربينسكي از كارگرداني قسمت چهارم، تهيهكنندگان فيلم در جستجوي فيلمساز خوشفكري هستند كه كارگرداني قسمت چهارم را به وي بسپارند. اما آنها هنوز نتوانستهاند كارگردان مورد نظر خود را پيدا كنند. با اين حال، كمپاني والتديزني گفته همين روزها كارگردان قسمت جديد را به صورت رسمي معرفي خواهد كرد. آنچه كه در رابطه با قسمت تازه فيلم توجه همگان را به خود جلب كرده، رقم دستمزد جاني دپ براي ايفاي نقش جك اسپارو است. وي براي چهارمين قسمت اين مجموعه فيلم دستمزدي حدود 37 ميليون دلار ميگيرد. با اين رقم دستمزد، وي تبديل به گرانترين بازيگر تاريخ سينما ميشود. قبل از او تام كروز و مل گيبسن رقمي نزديك اين رقم را گرفتهاند. با توجه به موفقيت بالاي مالي مجموعه فيلم «دزدان دريايي كارائيب» در سطح بينالمللي، ميتوان گفت دستمزدي كه به دپ داده ميشود حق اوست. اين بازيگر در ارتباط با حضورش در نقش كاراكترهاي قديمي و كلاسيك ميگويد: «اين جور نقشها بازيگر را از دنياي معاصر جدا كرده و وارد يك دنياي فانتزي تازه ميكند. قوه تخيل آدم سر برميآورد و تو ميتواني حضور يك نفر ديگر را كه بسيار دور از تو است، از نزديك احساس كني. اين نوع نقشها مرا به يك موقعيت ويژه تازه راهنمايي ميكند.»
داستان فيلم در مورد مرد پول دار خسيسي به نام Ebenezer Scrooge ( با صدا گذاري Jim Carrey ) است كه طمع تمام وجود وي را گرفته و حاضر نيست يك سنت از داراييش را در راه هاي خيريه و كلا در هيچ راهي خرج كند. كريسمس نزديك ميشود و Scrooge نيز طبق معمول در گرقتار چشم تنگيش است، اما اين كريسمس با بقيه كريسمس ها فرق دارد، حداقل براي آقاي Scrooge خسيس ما چرا كه ارواحي به نام هاي روح كريسمس گذشته ، حال و اينده بر وي ظاهر ميشوند تا چشم Scrooge را بازكنند. اين سه روح وضعيت اعمال و رفتار وي نسبت به كارهايي كه در گذشته انجام داده و باعث شادي و دل مشغوليش شده اند، وقايعي كه در زمان حال در شرف اتفاق است بدون اينكه وي از آنها خبر داشته باشد و حوادث ناگواري كه در آينده به خاطر اين خساست وي براي او و اطرافيانش اتفاق مي افتد و پس از مرگ و مصادره داراييش هيچ انساني حتي اسم وي را نميگيرد، را به وي نشان ميدهند. پس از تمام شدن اين ديد و بازديد ها حال نوبت آقاي Scrooge است تا انتخاب خودش را بكند و به اين سوال جواب دهد كه آيا پول بهتر است يا محبت .
شايد اين روز ها بازار كار Jim Carrey در سينما و در روي صحنه داغ و پر در آمد نباشد چرا كه ژانر وي ( كمدي ) پر شده از فيلم هاي بي معني و پوچ كه با موضوعات تكراري مسخره كردن كل اعتقادات و فرهنگ ملل مختلف كمتر كسي براي ديدن كمدي هاي امروزي پا در سالن هاي سينما ميگزارد ( اين حرف را خيلي راحت از آمار بدست آمده از گيشه هاي سري كمدي هاي امروزي مي توان اثبات است ) اما نقش وي در بازار انيميشن و صدا پيشگي بسيار پر كار است چرا كه Jim توانايي بخصوصي در درآوردن صدا هاي مختلف از انسان و حيوان گرفته تا اجسام و ... دارا است
چرا كه در خود اين انيميشن صدايScrooge/ Ghost of Christmas Past/ Ghost of Christmas Present/ Ghost of Christmas Yet یعنی ۴ شخصيت اول اين فيلم را اجرا ميكند بدون آنكه مو لاي شكاف كارش برود. اما با تمام اين تعريف و تمجيدها A Christmas Carol بيشتر براي افراد بزرگسال ساخته شده تا كودكان چرا كه داستان فيلم بيشتر افراد ميان سال را مخاطب خود قرار ميدهد ( علي الرغم انيميشن بودنش) و صحنه هاي آن بيشتر حالت ترسناك دارند كه حتي برخي كودكان در حين تماشاي اين فيلم به علت داشتن ترس و استرس از شخصيت ها و روح هاي اين فيلم خواستار ترك سالن توسط والدينشان شده اند و زبان گفتاري فيلم براي افراد بالغ مفهوم است اما براي كودكان كمي گيج كننده به نظر ميرسد و همچنين داستان فیلم نيز تكراري است يا به عبارت ديگر باز سازي يك داستان قديمي است.
اما صحنه هاي سه بعدی فيلم روي هم خوب از كار در آمده اند و اين مديون تجربه هاي Disney است. در كل اين روزها پس از نمايش انيميشن UP ( آخرين كار مشترك استديو Walt Disney و Pixar ) خوب است و بيننده ي بيشتري را براي خود دست و پا كرده چرا كه خود همين انيميشن A Christmas Carol در بين چندين فيلم اكران شده در دو هفته توانست عنوان نخست را در فروش به خود اختصاص دهد و نبايد اين عنوان را نيز فراموش كرد كه بيش از نصف فروش اين انيميشن به خاطر آن است كه آن محصول استديو پر آوازه Walt Disney است و كارگردان فيلم نيز Robert Zemeckis است كه در كارنامه خود انيميشن موفق The Polar Express محصول سال 2004 را دارا است كه اين خود نويد يك انيميشن خوب را به بيننده مي دهد . Zemeckis در بيشتر فيلم هايش ( مثل همين انيميشن ) نويسندگي و تهيه كنندگي فيلم را نيز خود بر عهده دارد كه به بيشتر مواقع اين نوع كار ها در پروژه هاي كوچك خوب از كار در مي آيند.
امتیازات:
كارگرداني: 9 داستان پردازي: 8.2 بازيگرداني: 8 امتياز كل: 8.3
پرزد و خوردترين فيلمهاي سينماي جهان در سال 2009 ميلادي معرفي شدند و فيلمهاي «2012» «آگاهی» و «جاده» درصدر اين فهرست قرار گرفتند.
فيلمهاي «ابري با احتمال بارش كوفته قلقلی» ، «شهري بهنام درد» و «خماری» درادامهی اين ليست هستند.
بنابر اعلام پايگاه اطلاعرساني مووي فون، فيلمهاي «گرفته شده»، «آخرين خانه در چپ»، «سرزمين زامبيها» و «حمله نينجا» رتبههاي بعدي پرزد و خوردترين آثار 2009 سينما را كسب كردهاند.
از ديگر آثار اين فهرست كه لقب فيلمهاي پرزد و خورد بدون خونريزي را به خود اختصاص دادهاند ميتوان به «هيولاها عليه بيگانگان» و «فرشتگان و شیاطین» اشاره كرد.
«مرا به جهنم ببر»، «خيزش كبرا» و فيلمهاي «نگهبان» به همراه «دشمنان عمومي» لقب زيباترين مرگهاي شخصيتهاي اصلي در اين گونه سينمايي را به خود اختصاص دادهاند.
«پنجه ميمون»، «يتيم خانه»، «هل»، «ناحيه 9 » و «والنتين خونين من » در رتبههاي آخر اين فهرست جاي گرفتهاند.
«تام هنكس»، «تام كروز» و «براد پيت» گزينههاي اصلي براي نقشآفريني در فيلم جديد «ژانگ ييمو» هستند.
«ژانگ ييمو» خالق آثاري چون «فانوس سرخ را بياويز» و «خانه خنجرهاي پران» قرار است بهزودي نخستين همكارياش را با شركت فيلمسازي «سوني پيكچرز كلاسيك» تجربه كند.
بنابر اعلام وبسايت چيني نانجينگ، فيلم «ييمو» با عنوان «سيزدهمين زن جينگلينگ» بهزودي يكي از اين سه بازيگر مطرح هاليوود را به عنوان بازيگر نقش اصلي معرفي خواهد كرد.
اين فيلم با بودجهاي در حدود 100 ميليون دلار به توليد ميرسد و اين مبلغ بالاترين پولي است كه تاكنون براي فيلمهاي خود هزينه كرده است.
درصورت ساخته شدن فيلم «زن جينگلينگ» اين پروژه در رديف پرخرجترين پروژههاي آسيايي كنار فيلمهايي چون «صخره سرخ»، «جان وو» قرار ميگيرد.
آخرين فيلم اكران شده «ژانگ ييمو» كارگردان چيني «نفرين گل طلايي» است كه پيش از آغاز بازيهاي المپيك ساخته شد.