|
تام كروز از معدود بازيگران دنياي سينماست كه بيش از 2 دهه است حضوري موفقيتآميز روي پرده سينما دارد. او در گفتگوي جديد خود در اين باره صحبت ميكند كه چگونه توانسته در اين سالها، موقعيت خوب كاري را حفظ كند.
با آن كه كروز بازيگر پركاري نيست، ولي هميشه جزو چهرههاي مطرح دنياي رسانهاي بوده است، در حالي كه به گفته خودش ترجيح ميدهد يك زندگي آرام و به دور از جنجال و حاشيه داشته باشد. اعلام خبر توليد قسمت چهارم مجموعه فيلم «ماموريت غيرممكن/ بالاتر از خطر» بار ديگر نام اين بازيگر 47 ساله را در سطح وسيعي مطرح كرد. اين فيلم كه نسخه دوبارهسازي شده يك مجموعه كلاسيك و بسيار موفق تلويزيوني است، كروز را در نقش مدير يك گروه ضدجاسوسي دارد كه راهي ماموريتهاي خطرناك و غيرممكن ميشود. كروز كه از سال 1985 با «تاپگان» به شهرت رسيد تا امروز بازيگر يك دو جين فيلم پرفروش بوده كه در عين حال تحسين منتقدان سينمايي را نيز به همراه داشته است. او اواخر دهه 80 به خاطر بازي در درام ضدجنگ «متولد چهارم ژولاي» نامزد دريافت اسكار بهترين بازيگر مرد شد. آخرين فيلم تام كروز روي پرده سينما «والكري» بود كه ژانويه سال قبل اكران عمومي شد. در سالهاي اخير او كمكارتر شده است و به همين دليل، منتقدان و خبرنگاران پيگير كارهاي جديد او هستند. وي قرار است در كنار نسخه جديد ماموريت غيرممكن در 5 فيلم سينمايي ديگر نيز بازي كند. او در تازهترين گفتگوي خود درباره تمام اين فيلمها صحبت ميكند و در عين حال تاكيد دارد كه مهمترين مساله براي او، زندگي خانوادگياش است.
شنيدن خبر توليد قسمت چهارم مجموعه فيلم ماموريت غيرممكن/ بالاتر از خطر براي دوستداران سينما، بسيار مسرتبخش است؛ ولي چرا اينقدر دير به فكر توليد قسمت تازهاي از آن افتادهايد؟
در طول چند سال گذشته چند بار بحث توليد قسمت چهارم فيلم مطرح شد؛ ولي هر بار به دليلي انجام اين كار به تعويق افتاد، گويي كه يك عمل ناشناخته مانع از اين كار ميشد؛ اما چيزي كه بيشتر از هر چيز براي همه ما اهميت داشت، اين بود كه بايد يك فيلمنامه خوب و قوي براي كار داشته باشيم. اين روزها شما فيلمهاي اكشن و ماجراجويانه زيادي را ميبينيد كه به روي پرده سينماها ميروند. براي ما اين نكته مهم بود كه فيلم حرف بيشتري براي گفتن داشته باشد.
آيا فيلمنامه آماده است؟
هنوز نه. طرح كلي آن ارائه شده و 2 فيلمنامهنويس كهنهكار تلويزيوني مشغول نوشتن آن هستند. فكر ميكنم فيلمنامه تا يكي دو ماه ديگر آماده شود.
برخي ميگفتند قطع همكاري شركت فيلمسازي شما با شركت پارامونت، عامل اصلي توقف توليد پروژه ماموريت غيرممكن بوده است.
اين طور نيست. پس از آن كه قرارداد همكاري شركت فيلمسازي من با شركت پارامونت به پايان رسيد، ما بر سر يك چيز با يكديگر توافق داشتيم و آن هم اين بود كه پروژه ماموريت غيرممكن را به صورت مشترك انجام دهيم. هنگام جدايي از پارامونت من سابقه 13 سال همكاري مشترك با آنها را داشتم. با آنها دوست هستم و دليلي ندارد كه در آينده با آنها همكاري نداشته باشم.
حتي شايع هم شده كه براد پيت جايگزين شما براي ايفاي نقش كاراكتر اصلي مجموعه فيلم اتان هانت شده است.
رسانههاي گروهي شايعات خودشان را ميسازند و با آنها گذران زندگي ميكنند؛ ولي من هيچ وقت به دنبال شايعات نرفتهام. من هم اين خبر را شنيدم. خوشبختانه خود براد پيت اين شايعه را بلافاصله تكذيب كرد و نگذاشت پروبال بگيرد.
حالا براي مثال، احتمال آن وجود دارد كه براد پيت در نقش كاراكتر خبيث و منفي قسمت چهارم فيلم ظاهر شود؟
پيشنهاد جالبي است. تا به حال اصلا به آن فكر نكرده بودم؛ البته ما هنوز شروع به انتخاب بازيگران فيلم نكردهايم. وقتي به آن مرحله رسيديم، در اين مورد هم فكر خواهيم كرد. مساله اصلي اين است كه آيا براد پيت هم حاضر ميشود چنين نقشي را بازي كند يا خير.
نبرد و درگيري شما دو نفر روي پرده سينما، حتما چيزي ديدني از كار درخواهد آمد.
تماشاگران امروزي سينما دوست دارند اين نوع درگيريها را روي پرده سينما تماشا كنند. درگير شدن 2 بازيگري كه همه آنها را بخوبي ميشناسند و آنها را هميشه در نقشهاي مثبت ديدهاند، جذابيت ويژهاي دارد. ولي هنوز زود است كه درباره چنين چيزهايي بحث كنيم.
قسمت جديد را دوباره جيجي آبرامز كارگرداني ميكند؟
بله. او جوان مستعدي است كه خيلي خوب ميداند اين قصه را بايد به كجا (و تا به كجا) ببرد. جي جي قول داده در قسمت چهارم براي همه ما يك سري سورپريز دارد. به من هم نگفته كه آنها چه هستند. خود ما هم قرار است زمان فيلمبرداري متوجه آنها شويم.
اين روزها در صنعت سينما موج تازهاي به نام احياي فيلمهاي موفق قديمي راه افتاده كه فيلمهاي موفق قديمي را دوباره با حال و هواي تازهاي تهيه ميكنند. قسمت جديد ماموريت غيرممكن هم چنين حال و هوايي دارد؟
اين موج بيشتر مربوط به فيلمهايي است كه قسمت آخر با عدم استقبال تماشاگران روبهرو شده و حالا تلاش دارند با احياي آن، رونق تازهاي به آن بدهند. اين موضوع در ارتباط با فيلم ما صدق نميكند. هر 3 قسمت قبلي ماموريت غيرممكن در نمايش عمومي با استقبال خيلي خوب تماشاگران همراه بوده است. پس دليلي ندارد كه ما بخواهيم كار جديد و خاصي روي آن انجام دهيم؛ البته فيلم ما هم مثل بقيه محصولات دنبالهدار سينمايي با شرايط زمان خود حركت ميكند تا از ميزان درك و علاقه بيننده امروزي دور نباشد.
قسمت جديد به صورت سه بعدي هم روي پرده خواهد رفت؟
هنوز در اين باره بحث نكردهايم. نكتهاي كه درباره چهارمين قسمت فيلم بايد بگويم اين است كه ما از تمام فناوريهاي نوين و مدرن سينما بهره خواهيم گرفت تا يك اثر تماشايي را در معرض ديد تماشاگران قرار دهيم. قصد محدود كردن خودمان را نداريم و دست رد به سينه هيچ تكنيك و فناوري نوين نخواهيم زد.
نوع نگاه تماشاگران سينما طي 5 سال اخير به فيلمهاي سينمايي عوض شده است. تصور ميكنيد با اين همه تغييرات جور واجور، بيننده امروزي كه استقبال عظيمي از امثال تغيير شكلدهندگان ميكند به تماشاي فيلمي مثل ماموريت غيرممكن بنشيند؟
تغيير ذائقه تماشاچي را قبول دارم. به هر حال دنياي امروز دنياي پيشرفت و فناوري است و اين پيشرفت خيلي سريع و تند اتفاق ميافتد. ما امروز چيزهايي داريم كه 10 سال قبل حتي تصورشان را نيز نميكرديم. ولي در كنار اين تغيير ذائقه يك سري چيزهايي هستند كه جاودانه و هميشگياند و گذر زمان در آنها دست نميبرد. احساس شخصي خودم اين است كه تماشاگران فيلمي مثل ماموريت غيرممكن را دوست دارند و از قسمتهاي جديد آن استقبال ميكنند. همه ما خاطرات خوبي از آن مجموعه تلويزيوني داريم. اين اثر كلاسيك در حافظه جمعي همه ما ثبت شده است و اين مساله تغييرپذير نيست. بيان اين مطلب به معني آن نيست كه ما هنگام توليد قسمتهاي جديد آن، به خواستهاي روز و موجه تماشاگران توجه نكني
براي مثال آيا احتمال دارد در يكي از قسمتهاي جديد فيلم، شما و همكارانتان راهي مبارزه با رباتهاي فضايي شويد؟
اصلا! قرار نيست ما ملاقاتي با چنين موجوداتي داشته باشيم. حكايت آنها حكايت ديگري است كه در چارچوب قصه ماموريت غيرممكن نميگنجد. نوع دشمني كه كاراكترهاي فيلمها با آنها روبهرو ميشوند، متفاوت از اين جور فيلمهاي ماجراجويانه و كميك استريپي است.
با آنكه طي ماههاي اخير صحبت حضور شما در تعداد زيادي فيلم سينمايي بوده، ولي هنوز جلوي دوربين هيچ يك از آنها قرار نگرفتهايد. اين كمكاري دليل خاصي دارد؟
بحث كمكاري نيست. ميخواهم گزيده كار كنم. دوست ندارم در هر فيلمي كه پيشنهاد ميشود بازي كنم. تلاشم اين است در فيلمهايي بازي كنم كه قابل دفاع هستند. در حال حاضر در شرايطي هستم كه نه به پول نياز دارم و نه نگران ميزان فروش فيلمهايم در گيشه نمايش هستم. ميخواهم فيلمهايي بازي كنم كه در وهله اول به خواستههاي روحي خودم پاسخ ميدهد و در وهله بعد تماشاگران جدي و پيگير را راضي ميكند. طي چند ماه گذشته ناگهان چند فيلمنامه خوب پشت سر هم به من ارائه شد. خب، من هم خيلي ساده و راحت به آنها جواب مثبت دادم. اما قرار نيست آنها سريع و پشت سر هم جلوي دوربين بروند. پروسه توليد آنها دو سه سالي طول ميكشد.
بازي در والكري خيليها را متعجب كرد. اين فيلم حركت تازهاي در كارنامه هنريتان بود.
اين فيلم را بشدت دوست دارم و از نقشم در آن راضيام. زماني كه برايان سينگر (كارگردان فيلم) تماس گرفت و قصه را برايم تعريف كرد، بلافاصله دعوتش را براي بازي در نقش ژنرال كلاوس فون اشتافنبرگ قبول كردم. با قصه فيلم آشنايي داشتم . در دوران نوجواني كتابهاي تاريخي را در رابطه با آدولف هيتلر خوانده بودم و هميشه از خودم ميپرسيدم چرا در آن دوران كسي اقدام به ترور وي نكرد. بعدها فهميدم يك گروه قصد انجام اين كار را داشته، ولي ماموريتشان با شكست روبهرو شده است. در دنياي نوجواني خودم، بارها او را در ذهنم كشتم. اين يك ماجراجويي نوجوانانه بود. هرچند كه روي پرده سينما موفق به انجام چنين كاري نشدم.
برخي در نقدهاي سينمايي گفتند آيا تماشاچي وجود تام كروز را با لباس ارتشي هيتلري روي پرده سينما قبول خواهد كرد؟
آنها با ايدئولوژي اين كاراكتر آشنا ميشوند و خيلي زود ميفهمند او عليه سيستم ديكتاتوري است. اين لباس فقط وجه ظاهري امر است. وجه اصلي كه پنهانتر است، ديدگاه اوست كه مخالف جنگ و خونريزي و دستورات هيتلري است. زماني كه ميخواستم فيلم را بازي كنم، خودم هم كمي نسبت به اين موضوع شك داشتم و از خودم ميپرسيدم وقتي عكسهاي من با آن لباس نظامي در رسانهها منتشر شود، چه واكنشي ايجاد خواهد كرد؟ ولي برايان به من گفت اين مساله تاثير منفي زيادي به همراه نخواهد آورد و برعكس، بيننده خيلي زود با اين كاراكتر همذاتپنداري خواهد كرد.
تماشاگران سينما شما را بيشتر به عنوان بازيگر محصولات مردمپسند ميشناسند و شما اين تابو را با والكري شكستيد. بازهم در آينده در چنين فيلمهاي غيرمتعارفي بازي خواهيد كرد؟
من اين تابو را قبلا هم شكستهام. در دهه 80 با «رين من» و «متولد چهارم ژولاي» در اين راه قدم برداشتم و نقشهاي غيرمتعارفي را در فيلمهاي غيرمتعارف بازي كردم. «چشمان تمامباز» و «آسمان وانيلي» هم در همين مسير قرار ميگيرند. شايد يك دليل اينكه درباره اين فيلمها زياد بحث نميشود، اين است كه بيشتر آنها نمايشهاي موفقيتآميزي داشتند و در گيشه نمايش با فروشهايي صدميليون دلاري روبهرو شدند. فيلمهاي غيرمتعارف معمولا فروش بالايي در گيشه نمايش ندارند، ولي در ارتباط با من، حتي اين نوع فيلمها هم با موفقيت مالي همراه بودند. من حتي فيلمهايي مثل «مصاحبه با خونآشام»، «جري مگوآئر»، «گزارش اقليت» و «آخرين سامورايي» را نيز كارهايي غيرمتعارف ميدانم. در مورد ادامه بازي در چنين نقشها و فيلمهايي هم بايد بگويم در آينده هر پيشنهاد خوبي كه در اين رابطه داشته باشم قبول خواهم كرد.
بيش از 2 دهه است كه جزو مطرحترين بازيگران سينما هستيد. چنين موفقيتي نصيب كمتر هنرمندي ميشود. علت اين تداوم موفقيت و پايداري را در چه ميدانيد؟
در دو نكته خيلي ساده: زندگي سالم و انتخابهاي درست. هيچ وقت طرفدار زندگي پرزرق و برق هاليوودي نبودهام و هميشه سعي كردهام زندگي ساده و سالمي داشته باشم. در مهمانيهاي شبانه شركت نميكنم و بجاي آن، نگران زندگي خانوادگي و فرزندانم هستم. در كنار آن، سعي ميكنم در فيلمهايي بازي كنم كه مردم آنها را دوست دارند. انجام اين كار چندان هم ساده نيست، ولي من تلاش خودم را ميكنم.
در خبرهاست كه پسر ناتنيتان كانر هم دارد وارد فعاليتهاي سينمايي ميشود.
بله. كانر از كودكي فيلم و سينما را دوست داشت. در فيلم «ظهور سرخ» كه بازسازي يك كار مطرح دهه هشتادي است، نقش خوبي هم براي او بود. از او حمايت ميكنم و اميدوارم در آينده بازيگر خوبي شود. البته او با دنياي سينما و مسائل و مشكلات آن خيلي خوب آشناست و فكر ميكنم ميتواند گليم خودش را از آب بيرون بكشد.
هنوز هم بازيگري را مثل 20 سال پيش دوست داريد؟
شايد كمي هم بيشتر. همه چيز خودم را در اين راه فدا ميكنم. براي من سينما و بازيگري همه چيز است. به همين دليل است كه سخت كار ميكنم و هنوز هم نسبت به قصه فيلمنامهها و كارگرداناني كه قرار است آنها را بسازند، حساس هستم. به اعتقاد من، شما وقتي انجام كاري را به عهده گرفتيد نسبت به آن مسوول هستيد و بايد نهايت تلاش خود را بكنيد كه آن را درست و كامل و بدون عيب و نقص انجام دهيد. با گذشت زمان، ميزان احساس مسووليت من بيشتر شده است، شايد در روزهاي نخستين كار، حضور جلوي دوربين برايم خيلي مهم نبود ولي حالا وقتي ميخواهم جلوي دوربين بروم، نگراني بيشتري دارم. مدام از خودم ميپرسم مبادا صحنه را خراب كنم. بعد از آن هم نگران اكران عمومي و نوع برخورد تماشاچي با آن هستم. اين نكتهاي است كه در اوايل كار هنري، خيلي به آن فكر نميكردم و حساسيت زيادي نسبت به آن نداشتم.

منبع : ایراسان |